Sonntag, 22. Oktober 2017
کشته شدن یک کولبر کرد در منطقه بیتوش سردشت
حوالی ساعت 19روز شنبه 29مهرماه، نیروهای سرکوبگر رژیم در منطقه مرزی سردشت (حوالی روستای بیتوش) به سوی تعدادی از کولبران
زحمتکش تیراندازی کردند. بر اثر شلیک مستقیم
نیروهای رژیم یک کولبر کرد به نام ”پشتیوان معین“ فرزند رحمان مورد هدف
قرار گرفته و بلافاصله جان باخت.
اعتصاب و اعتراضهای کارگری در اراک، مازندران، زرند، بوشهر و پارس جنوبی
اعتصاب کارگران صنایع چوب کاغذ مازندران
اراک - تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی
روز یکشنبه ۳۰مهر ۹۶ تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی تجمع اعتراضی برگزارکردند.
تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی
جلال آباد زرند - اعتصاب کارگران شرکت تاریر
کارگران
شرکت تاریر در دوراهی معدن سنگ آهن جلال آباد زرند بهدلیل معوقات
حقوقیشان دست به تجمع اعتراضی زدند. این کارگران مسیر معدن و کارخانجات آن
را نیز مسدود کردند.
https://www.mojahedin.org/news/206812
نامه شجاعانه زندانی سیاسی آتنا دایمی – درون زندان زنان چه خبر است

نامه شجاعانه زندانی سیاسی آتنا دایمی – درون زندان زنان چه خبر است
تصور کنید که اکنون فضای ایران متحول و درب زندانها باز، زندانیان آزاد و زندانها تبدیل به موزه شده و آتنا دائمی به عنوان زندانی سیاسی زندان اوین، در بازدید از موزه اوین با شماست و از خاطرات و شرایطش در بخشی از اوین یعنی بهداری می گوید!
در این زندان چنانچه زندانی در داخل بند بیمار باشد (بد حال یا معمولی فرقی ندارد) و نیاز به اعزام به بهداری باشد می بایست حداقل چهل دقیقه منتظر بماند تا با بهداری هماهنگ و بالاخره ماشین با پشت سر گذاشتن ترافیک سنگین داخل زندان (فاصله از بند تا بهداری ۱۰۰ متر) به محل مورد نظر برسد و بیمار به بهداری منتقل شود، این درحالیست که زنان زندانی حق پیاده روی در محوطه را ندارند! بهداری دو ماشین حمل بیمار دارد. اولی آمبولانسی ست که ساخته قرن پیش است. این آمبولانس تخت بیمار ندارد، زندانی می بایست خود را به نحوی به دیوار یا صندلی بچسباند تا حین رانندگی رالی طور از دنیا نرود! همه فضای آمبولانس پر از لکه های خون و گلاب به رویتان استفراغ است! درب آن فقط از بیرون باز میشود به این شکل که دست راست را تا نیمی از کمر به بیرون پنجره میبرید و دستگیره را میکشید که ممکن است درب کشویی ناگهان باز شود…!!
ماشین دیگر پیکان است ، مدرن و لخت، درب آن فقط از یکسو باز میشود و چنان نرم است که بیرون آمدن از آن مصیبتی ست !سوئیچ استارت ندارد و برای روشن شدن کافیست راننده کمی تلاش کند و آن را در سراشیبی قرار دهد سپس با تکانی شدید روشن خواهد شد!
روزی یکی از هم بندیان را که حال وخیمی داشت و بیهوش بود را می بایست تا دفتر و بعد تا حیاط و کوچه و آمبولانس ببریم. برانکارد و ویلچر دراین زندان معنایی ندارد لذا چهار نفری او را در آغوش گرفته و ۲۵ پله به پایین بردیم ،…پرسنل بهداری به دلیل عذرشرعی و حفظ امنیت اسلام حق ورود به بند ندارند تا بیمار را طبق اصول پزشکی جابه جا کنند!! تخت مخصوص بیمار از آمبولانس بزرگتر بود و درنتیجه درب امبولانس بسته نمی شد، سر این زندانی شریف از آمبولانس بیرون مانده و بیش از هر چیز نگران بودم که از آمبولانس به بیرون پرت شود و در طول مسیر بیمارستان راننده متوجه فقدان بیمار نشود!!
خلاصه یک تخت کوچک چوبی ارزان در گوشه اتاق معاینه بهداری میباشد که از دیدن بیمار ۲۵ کیلویی هم به لرزه در می آید! پزشکی دارد با نام مستعار شهریاری، متخصص داخلی ست مثلا! بیشتر شبیه به بازجوست تا پزشک! برای او دانستن اتهامات شما برای مداوا لازم است! نسخه ای نمی نویسد چرا که همیشه همه چیزاز نظر او طبیعی ست و اگر هم نسخه بنویسد مهری ندارد و چنانچه از داروی اشتباه تجویز شده اش بمیرید که هیچ دیگ مرده اید! البته پزشکان شریفی هم دارد که اگر بخواهند به بیمار خصوصا بیمار سیاسی کمک کنند از سوی اقای ریئس توبیخ می شوند!!! داروخانه هر شب داروی بیماران را در قوطی های مخصوص می ریزد که معلوم است زمانی رنگش سفید بوده اما حالا رو سیاه است، حتی راننده با دستهای بدون دستکش هم میتواند این کار را انجام دهد، اغلب داروها سهوا یا حتی عمدا به اشتباه در قوطی ریخته می شوند!!! بیمار باید همه را با یک لیوان اب در برابر چشمان مامور قورت دهد! مواردی بوده اند که می بایست یکجا ۱۸ قرص ببلعند! تصوپر مابقی جریان با خودتان!!! اگر زن باشید و طبق نظر پزشک نیاز به نوار قلب یا حتی تزریق دارو باشد پرستاران دو دستی مشتی از خاک بر سر میریزند چون از لحاظ شرعی معذورند و بایست بیمار یا به بیمارستان اعزام شود که هفت خان رستمی ست و از نظر رئیس ممنوع ، یا باید منتظر بود تا در ساعت اداری خانم فلانی بیاید.
در نهایت اگر اورژانسی باشد پس از کمی مشاجره با پزشک به این نتیجه میرسد که مامور زن همراه زندانی که هیچ سر رشته ای از این امر ندارد نوار قلب را بگیرد! و حالا تصور کنید بیمار روی تخت و مامور زن بالای سر او! از طرفی می بایست چادر خود را نگه دارد و از طرفی طبق گفته های پرستار و آموزش از روی لباس، گیره ها را بچیند و پرستار مرد عرق ریزان پشت پارتیشن ایستاده و راهنمایی میکند، ناگهان میبینی گیره های نوار قلب تا کشاله ران بیمار وصل شد و چون معلوم نیست نوار قلب بوده یا کلیه یا چی یا به دلیل خنده وحتی عصبانیت بیمار نوار قلب آنچه که باید نمیشود!
دندانپزشکی بهداری هم که هزینه اش از دستمزد بهترین پزشکان ایران و جهان گرانتر است آن هم برای زندانیان بی منبع درآمد! از بس بهداری و زندان و زندانیان تمیز هستند که به راحتی بدون دستکش دست در دهان شما می کنند و حتی دستگاه اتوکلاو که ضروری ترین دستگاه است ندارند! و در آخر مدیر بهداری!! از او در مورد خودم و پرونده ام خواهم گفت. عباس ِ خانی ! مدیر کشتی گیری که می گوید پزشک است!
اما نه مرام کشتی گیران را دارد نه شرافت پزشکان را ! با این سیستم مدیریت و بهداری اش ادعا می کرد که بنده کاملا سالم هستم. درد میکشیدم و درد میکشیدم و او انکار میکرد و اعزام هایم را لغو و به دادستانی هم اعلام میکرد که بنده در سلامت کامل هستم، آنقدر به انکار ادامه داد که ماهیت حقیقی اش را به رخش کشیدم. به او گفتم تو نه پزشکی و نه حتی کشتی گیر بلکه تو یه جلاد هستی نه بیشتر! با وقاحت با مافوقش چهارمحالی ریئس زندان که تکثیر شده های حیدری فرها هستند و تصور می کنند برای همیشه در منسب قدرت می مانند از من شکایت کردند و اتهاماتی را نسبت دادن که برای دومین بار دادگاهش برگزار شد و شرکت نکردم! جواب آزمایشات بیمارستان را از من پنهان میکردند و با توهین بر سلامت بنده تاکید داشتند، اما نمیدانند که آتنا هم پدری دارد و آشنایانی، جواب آزمایشات و سی تی اسکن بیمارستان هزار تختخوابی را با هزار زحمتی که شده به دست آوردم و مشخص شد آری فوراً باید جراحی شوم و تخلیه کامل کیسه صفراوی بعلاوه عفونت و سنگ کلیه، سنگهایی به اندازه جای مهر روی پیشانی شان!
در حالی که در اردیبهشت ۹۶ دستور بستری ام از بیمارستان سینا صادر و قرار بر تخلیه رسوب صفرا بود اما خانی و چهارمحالی آن را انکار و اعزام ها را یکی پس از دیگری لغو کردند ، اما در نهایت بعد چند ماه و اثبات بیماری، بستری، جراحی و تخلیه کامل کیسه صفراوی در شرایطی کاملا امنیتی انجام شد. حالا تصور کنید روزانه چند نفر به این بهداری مراجعه و با چنین صحنه ها و برخوردها مواجه می شوند ؟! تصور کنید مرگ هدی صابر را در همین بهداری! یا مرگ عزیزانی چون شاهرخ زمانی ، افشین اصانلو و محسن دگمه چی را که در اثر بی توجه ای به وضعیتشان جان باختند،تصور کنید وضعیت علیرضا رجایی و امید کوکبی و آرش صادقی را و محمد جراحی که به تازگی به دلیل بیماری کهنه شان جان باختند! یادش گرامی! و اما تصور کنید روزانه صدها زندانی بیمار و بی نام که به دلیل جنایتهای چهارمحالی و خانی و امثال او که بی صدا می میرند!!
در پایان خطاب به محمد جواد ظریف اعلام میدارم من به عنوان یک ایرانی نه تنها سپاهی نیستم بلکه به دلیل غرض ورزی ها و جنایت های سپاه در زندان به سر می برم و حالا نه تنها من بلکه صد ها یا هزاران زندانی دیگر از قِبَل فرمایشات سپاه به رئیس زندان و رئیس بهداری حتی امنیت جانی و سلامت مان را نیز از دست داده ایم !!!
آتنا دائمی – بند زنان زندان اوین
سی ام مهر ۱۳۹۶
http://irankhabarnews.com/ 2017/10/22/ نامه-شجاعانه-زندانی-سیاسی-آ تنا-دایمی-د/
تصور کنید که اکنون فضای ایران متحول و درب زندانها باز، زندانیان آزاد و زندانها تبدیل به موزه شده و آتنا دائمی به عنوان زندانی سیاسی زندان اوین، در بازدید از موزه اوین با شماست و از خاطرات و شرایطش در بخشی از اوین یعنی بهداری می گوید!
در این زندان چنانچه زندانی در داخل بند بیمار باشد (بد حال یا معمولی فرقی ندارد) و نیاز به اعزام به بهداری باشد می بایست حداقل چهل دقیقه منتظر بماند تا با بهداری هماهنگ و بالاخره ماشین با پشت سر گذاشتن ترافیک سنگین داخل زندان (فاصله از بند تا بهداری ۱۰۰ متر) به محل مورد نظر برسد و بیمار به بهداری منتقل شود، این درحالیست که زنان زندانی حق پیاده روی در محوطه را ندارند! بهداری دو ماشین حمل بیمار دارد. اولی آمبولانسی ست که ساخته قرن پیش است. این آمبولانس تخت بیمار ندارد، زندانی می بایست خود را به نحوی به دیوار یا صندلی بچسباند تا حین رانندگی رالی طور از دنیا نرود! همه فضای آمبولانس پر از لکه های خون و گلاب به رویتان استفراغ است! درب آن فقط از بیرون باز میشود به این شکل که دست راست را تا نیمی از کمر به بیرون پنجره میبرید و دستگیره را میکشید که ممکن است درب کشویی ناگهان باز شود…!!
ماشین دیگر پیکان است ، مدرن و لخت، درب آن فقط از یکسو باز میشود و چنان نرم است که بیرون آمدن از آن مصیبتی ست !سوئیچ استارت ندارد و برای روشن شدن کافیست راننده کمی تلاش کند و آن را در سراشیبی قرار دهد سپس با تکانی شدید روشن خواهد شد!
روزی یکی از هم بندیان را که حال وخیمی داشت و بیهوش بود را می بایست تا دفتر و بعد تا حیاط و کوچه و آمبولانس ببریم. برانکارد و ویلچر دراین زندان معنایی ندارد لذا چهار نفری او را در آغوش گرفته و ۲۵ پله به پایین بردیم ،…پرسنل بهداری به دلیل عذرشرعی و حفظ امنیت اسلام حق ورود به بند ندارند تا بیمار را طبق اصول پزشکی جابه جا کنند!! تخت مخصوص بیمار از آمبولانس بزرگتر بود و درنتیجه درب امبولانس بسته نمی شد، سر این زندانی شریف از آمبولانس بیرون مانده و بیش از هر چیز نگران بودم که از آمبولانس به بیرون پرت شود و در طول مسیر بیمارستان راننده متوجه فقدان بیمار نشود!!
خلاصه یک تخت کوچک چوبی ارزان در گوشه اتاق معاینه بهداری میباشد که از دیدن بیمار ۲۵ کیلویی هم به لرزه در می آید! پزشکی دارد با نام مستعار شهریاری، متخصص داخلی ست مثلا! بیشتر شبیه به بازجوست تا پزشک! برای او دانستن اتهامات شما برای مداوا لازم است! نسخه ای نمی نویسد چرا که همیشه همه چیزاز نظر او طبیعی ست و اگر هم نسخه بنویسد مهری ندارد و چنانچه از داروی اشتباه تجویز شده اش بمیرید که هیچ دیگ مرده اید! البته پزشکان شریفی هم دارد که اگر بخواهند به بیمار خصوصا بیمار سیاسی کمک کنند از سوی اقای ریئس توبیخ می شوند!!! داروخانه هر شب داروی بیماران را در قوطی های مخصوص می ریزد که معلوم است زمانی رنگش سفید بوده اما حالا رو سیاه است، حتی راننده با دستهای بدون دستکش هم میتواند این کار را انجام دهد، اغلب داروها سهوا یا حتی عمدا به اشتباه در قوطی ریخته می شوند!!! بیمار باید همه را با یک لیوان اب در برابر چشمان مامور قورت دهد! مواردی بوده اند که می بایست یکجا ۱۸ قرص ببلعند! تصوپر مابقی جریان با خودتان!!! اگر زن باشید و طبق نظر پزشک نیاز به نوار قلب یا حتی تزریق دارو باشد پرستاران دو دستی مشتی از خاک بر سر میریزند چون از لحاظ شرعی معذورند و بایست بیمار یا به بیمارستان اعزام شود که هفت خان رستمی ست و از نظر رئیس ممنوع ، یا باید منتظر بود تا در ساعت اداری خانم فلانی بیاید.
در نهایت اگر اورژانسی باشد پس از کمی مشاجره با پزشک به این نتیجه میرسد که مامور زن همراه زندانی که هیچ سر رشته ای از این امر ندارد نوار قلب را بگیرد! و حالا تصور کنید بیمار روی تخت و مامور زن بالای سر او! از طرفی می بایست چادر خود را نگه دارد و از طرفی طبق گفته های پرستار و آموزش از روی لباس، گیره ها را بچیند و پرستار مرد عرق ریزان پشت پارتیشن ایستاده و راهنمایی میکند، ناگهان میبینی گیره های نوار قلب تا کشاله ران بیمار وصل شد و چون معلوم نیست نوار قلب بوده یا کلیه یا چی یا به دلیل خنده وحتی عصبانیت بیمار نوار قلب آنچه که باید نمیشود!
دندانپزشکی بهداری هم که هزینه اش از دستمزد بهترین پزشکان ایران و جهان گرانتر است آن هم برای زندانیان بی منبع درآمد! از بس بهداری و زندان و زندانیان تمیز هستند که به راحتی بدون دستکش دست در دهان شما می کنند و حتی دستگاه اتوکلاو که ضروری ترین دستگاه است ندارند! و در آخر مدیر بهداری!! از او در مورد خودم و پرونده ام خواهم گفت. عباس ِ خانی ! مدیر کشتی گیری که می گوید پزشک است!
اما نه مرام کشتی گیران را دارد نه شرافت پزشکان را ! با این سیستم مدیریت و بهداری اش ادعا می کرد که بنده کاملا سالم هستم. درد میکشیدم و درد میکشیدم و او انکار میکرد و اعزام هایم را لغو و به دادستانی هم اعلام میکرد که بنده در سلامت کامل هستم، آنقدر به انکار ادامه داد که ماهیت حقیقی اش را به رخش کشیدم. به او گفتم تو نه پزشکی و نه حتی کشتی گیر بلکه تو یه جلاد هستی نه بیشتر! با وقاحت با مافوقش چهارمحالی ریئس زندان که تکثیر شده های حیدری فرها هستند و تصور می کنند برای همیشه در منسب قدرت می مانند از من شکایت کردند و اتهاماتی را نسبت دادن که برای دومین بار دادگاهش برگزار شد و شرکت نکردم! جواب آزمایشات بیمارستان را از من پنهان میکردند و با توهین بر سلامت بنده تاکید داشتند، اما نمیدانند که آتنا هم پدری دارد و آشنایانی، جواب آزمایشات و سی تی اسکن بیمارستان هزار تختخوابی را با هزار زحمتی که شده به دست آوردم و مشخص شد آری فوراً باید جراحی شوم و تخلیه کامل کیسه صفراوی بعلاوه عفونت و سنگ کلیه، سنگهایی به اندازه جای مهر روی پیشانی شان!
در حالی که در اردیبهشت ۹۶ دستور بستری ام از بیمارستان سینا صادر و قرار بر تخلیه رسوب صفرا بود اما خانی و چهارمحالی آن را انکار و اعزام ها را یکی پس از دیگری لغو کردند ، اما در نهایت بعد چند ماه و اثبات بیماری، بستری، جراحی و تخلیه کامل کیسه صفراوی در شرایطی کاملا امنیتی انجام شد. حالا تصور کنید روزانه چند نفر به این بهداری مراجعه و با چنین صحنه ها و برخوردها مواجه می شوند ؟! تصور کنید مرگ هدی صابر را در همین بهداری! یا مرگ عزیزانی چون شاهرخ زمانی ، افشین اصانلو و محسن دگمه چی را که در اثر بی توجه ای به وضعیتشان جان باختند،تصور کنید وضعیت علیرضا رجایی و امید کوکبی و آرش صادقی را و محمد جراحی که به تازگی به دلیل بیماری کهنه شان جان باختند! یادش گرامی! و اما تصور کنید روزانه صدها زندانی بیمار و بی نام که به دلیل جنایتهای چهارمحالی و خانی و امثال او که بی صدا می میرند!!
در پایان خطاب به محمد جواد ظریف اعلام میدارم من به عنوان یک ایرانی نه تنها سپاهی نیستم بلکه به دلیل غرض ورزی ها و جنایت های سپاه در زندان به سر می برم و حالا نه تنها من بلکه صد ها یا هزاران زندانی دیگر از قِبَل فرمایشات سپاه به رئیس زندان و رئیس بهداری حتی امنیت جانی و سلامت مان را نیز از دست داده ایم !!!
آتنا دائمی – بند زنان زندان اوین
سی ام مهر ۱۳۹۶
http://irankhabarnews.com/
ایران – بازداشت شیدا عابدی در بیرجند به جرم بهائی بودن
شیدا عابدی شهروند بهایی اهل بیرجند باز داشت
شد. در هفته های اخیر همزمان با فرا رسیدن مناسبت دویستمین سالروز تولد
بهاءالله، شارع امر بهائی، دست کم ۲۵ شهروند بهایی در شهرهای مختلف کشور
توسط نیروهای وابسته به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه بازداشت شده اند.
از زمان شروع حاکمیت اسلامی در ايـران هزاران
نفر از هموطنان بهايي و به جرم بهایی بودن بازداشت شكنجه و زنداني شدند. و
به همین جرم به اموال و خانه های آنان تعدی شد و بسیار مورد هتک حرمت قرار
گرفتند.
Mittwoch, 4. Oktober 2017
سازمان عفو بینالملل: اروپا اراده حل بحران پناهجویان را ندارد
نماینده سازمان عفو بین الملل
سازمان عفو بینالملل هشدار میدهد: اروپا اراده حل بحران پناهجویان را ندارد
یورونیوز 10مهر 96: اروپا همچنان با چالش بزرگ پناهجویان مواجه است. دو سال پیش کمیسیون اروپا پروژهیی برای استقرار صدها هزار پناهجو در اروپا طراحی کرد. قرار شد طبق این طرح نزدیک به ۱۶۰هزار تن از پناهجویان در کشورهای مختلف اروپایی مستقر شوند. امروز دو سال از این برنامه میگذرد اما هنوز خبری از حل بحران نیست و اروپا تنها موفق شده است تا ۱۸درصد از پناهجویان مورد بحث را اسکان دهد. نماینده سازمان عفو بینالملل در این باره میگوید: «اروپا نمیخواهد این کار را عملی کند. اگر اراده آن وجود داشت آن را عملی میکردند. زمانی که بانکها ورشکست میشوند اروپا سریعاً به کمک آنها میآید در واقع اینجا بحث اراده سیاسی است. اروپا اراده لازم برای حمله به این بحران بشری را ندارد.»
یورونیوز 10مهر 96: اروپا همچنان با چالش بزرگ پناهجویان مواجه است. دو سال پیش کمیسیون اروپا پروژهیی برای استقرار صدها هزار پناهجو در اروپا طراحی کرد. قرار شد طبق این طرح نزدیک به ۱۶۰هزار تن از پناهجویان در کشورهای مختلف اروپایی مستقر شوند. امروز دو سال از این برنامه میگذرد اما هنوز خبری از حل بحران نیست و اروپا تنها موفق شده است تا ۱۸درصد از پناهجویان مورد بحث را اسکان دهد. نماینده سازمان عفو بینالملل در این باره میگوید: «اروپا نمیخواهد این کار را عملی کند. اگر اراده آن وجود داشت آن را عملی میکردند. زمانی که بانکها ورشکست میشوند اروپا سریعاً به کمک آنها میآید در واقع اینجا بحث اراده سیاسی است. اروپا اراده لازم برای حمله به این بحران بشری را ندارد.»
تنها کشوری که به
تعهداتش در قبال پناهجویان عمل کرده است جزیره مالت است. البته ایرلند و
فنلاند هم به ظرفیتهای تعیین شده نزدیک هستند. کمیسیون اروپا درباره این
طرح و نتایج آن به شهروندان گزارش میدهد. معضل اصلی تنها کشورهای شرق
اروپا نیستند که از اجرای تعهدات شانه خالی میکنند حتی فرانسه و انگلستان
هم به تعهدات عمل نکردهاند. در این میان بدترین شاگردان این کلاس لهستان،
جمهوری چک مجارستان و اسلواکی هستند.
https://www.mojahedin.org/news/205970
شمار پناهجویان سوری در ترکیه از ۳میلیون نفر فراتر رفت
پناهجویان سوری در ترکیه
به گزارش اداره کل مهاجرت ترکیه، تعداد مهاجران سوریه در این کشور به 3میلیون و 208هزار و 131نفر رسیده است.
تعداد
پناهجویان سوری در ترکیه در سپتامبر سال گذشته 2میلیون و 834هزار و 441نفر
بود. از این تعداد 511هزار و 380تن در استانبول و 171هزار و 434تن در
ازمیر زندگی میکنند».
بیشتر بخوانید:
https://www.mojahedin.org/news/205993
کارزار جهانی دادخواهی قتلعام ۶۷ در آمریکا، کانادا و اروپا + فیلم و عکس
کارزار جنبش دادخواهی در کشورهای مختلف
گزارشهایی از: آمریکا،
کالیفرنیا- کانادا، تورنتو- هلند، لاهه - سوئد، یوتوبوری -دانمارک، کپنهاک،
کانادا، اتاوا – اتریش، وین –نروژ، اسلو –سوئد، مالمو.



https://www.mojahedin.org/news/205982/

هجدهمین روز تحصن شبانهروزی غارتشدگان در تهران و تأکید بر استمرار تحصن + فیلم
هجدهمین روز تحصن شبانهروزی غارتشدگان در تهران
غارتشدگان کاسپین وابسته به سپاه پاسداران هجدهمین روز تحصن شبانه روزی خود را سپری میکنند.
غارتشدگان مؤسسات مختلف امروز چهارشنبه 12مهر96 در مقابل ساختمان قوه
قضاییه شعار میدادند: یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن- عزاعزاست امروز
روزعزاست امروز زندگی ما مردم روی هواست امروز
https://www.mojahedin.org/news/205983
سازمان منع استفاده از تسلیحات شیمیایی: رژیم اسد قبل از بمباران خان شیخون هم از گاز سارین استفاده کرده بود
بمباران شیمیایی مردم سوریه
بازرسان سازمان منع استفاده از تسلیحات شیمیایی اعلام کردند که ژیم اسد
5روز زودتر از بمباران شیمیایی خان شیخون از گاز سمی سارین علیه مردم خود
استفاده کرده بود.
این بازرسان مللمتحد از کشف گاز سارین در حملات
شیمیایی سوریه پرده برداشتند. خبرگزاری رویتر روز چهارشنبه 12مهر 96 بهنقل
از این بازرسان گزارش داد نمونههای آزمایش شده در رابطه با حمله
[شیمیایی] ماه مارس علیه نیروهای اپوزیسیون سوریه در شهر (لطامنه) در شمال
منطقه حما که توسط بازرسان تسلیحات اتمی انجام شده است نسبت به وجود گاز
اعصاب ممنوعه سارین مثبت بوده است. این حمله باعث مجروح شدن 70نفر گردید که
از تهوع، کف کردن دهان و اسپاسم ماهیچهها رنج میبرند.
https://www.mojahedin.org/news/205996
تجمع اعتراضی در لرستان، قزوین و دهدشت
تجمع اعتراضی کارکنان شرکت ماشین سازی لرستان
کارکنان شرکت ماشینسازی لرستان روز چهارشنبه 12مهر در مقابل دادسرای عمومی
ناحیه ۳۷تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند. تجمعکنندگان گفتند کارخانه
ماشینسازی لرستان مدتی است حقوق و مزایای کارکنان را پرداخت نکرده است.
در
قزوین نیز روز سهشنبه 11مهرماه، جمعی از کارگران کارخانه نازنخ برای
چندمین بار در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان مقابل استانداری رژیم در
این شهر تجمع کردند. یکی از کارگران حاضر در این تجمع گفت: حقوق و سنوات
کارگران این شرکت از سال 88 واریز نشده است. وی افزود: شرکتهای فرنخ و مه
نخ هم با هزار و 200کارگر شرایطی مشابهی دارند.
تجمع اعتراضی تاکسیداران دهدشت
روز
چهارشنبه 12مهر جمع کثیری از رانندگان تاکسی دهدشت، در میدان جهاد این شهر
تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار رسیدگی به مشکلات خود شدند.
https://www.mojahedin.org/news/205985
خودکشی نوجوان ۱۱ساله در مهرگان قزوین
خودکشی پسربچه ای در مهرگان
سهشنبه شب ۱۱مهرماه 96 نوجوان 11سالهیی در مهرگان در قزوین؛ خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پایین انداخت و متأسفانه جان سپرد.
رسانههای
رژیم روز سهشنبه ۱۱مهر ۹۶ نیز گزارش دادند دختر ۱۶ساله تهرانی شبهنگام
از پشتبام خانه خود را به پایین انداخت و متأسفانه جان باخت.
https://www.mojahedin.org/news/205986
Abonnieren
Posts (Atom)

