Sonntag, 22. Oktober 2017
کشته شدن یک کولبر کرد در منطقه بیتوش سردشت
حوالی ساعت 19روز شنبه 29مهرماه، نیروهای سرکوبگر رژیم در منطقه مرزی سردشت (حوالی روستای بیتوش) به سوی تعدادی از کولبران
زحمتکش تیراندازی کردند. بر اثر شلیک مستقیم
نیروهای رژیم یک کولبر کرد به نام ”پشتیوان معین“ فرزند رحمان مورد هدف
قرار گرفته و بلافاصله جان باخت.
اعتصاب و اعتراضهای کارگری در اراک، مازندران، زرند، بوشهر و پارس جنوبی
اعتصاب کارگران صنایع چوب کاغذ مازندران
اراک - تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی
روز یکشنبه ۳۰مهر ۹۶ تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی تجمع اعتراضی برگزارکردند.
تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران شرکت هپکو مقابل استانداری مرکزی
جلال آباد زرند - اعتصاب کارگران شرکت تاریر
کارگران
شرکت تاریر در دوراهی معدن سنگ آهن جلال آباد زرند بهدلیل معوقات
حقوقیشان دست به تجمع اعتراضی زدند. این کارگران مسیر معدن و کارخانجات آن
را نیز مسدود کردند.
https://www.mojahedin.org/news/206812
نامه شجاعانه زندانی سیاسی آتنا دایمی – درون زندان زنان چه خبر است

نامه شجاعانه زندانی سیاسی آتنا دایمی – درون زندان زنان چه خبر است
تصور کنید که اکنون فضای ایران متحول و درب زندانها باز، زندانیان آزاد و زندانها تبدیل به موزه شده و آتنا دائمی به عنوان زندانی سیاسی زندان اوین، در بازدید از موزه اوین با شماست و از خاطرات و شرایطش در بخشی از اوین یعنی بهداری می گوید!
در این زندان چنانچه زندانی در داخل بند بیمار باشد (بد حال یا معمولی فرقی ندارد) و نیاز به اعزام به بهداری باشد می بایست حداقل چهل دقیقه منتظر بماند تا با بهداری هماهنگ و بالاخره ماشین با پشت سر گذاشتن ترافیک سنگین داخل زندان (فاصله از بند تا بهداری ۱۰۰ متر) به محل مورد نظر برسد و بیمار به بهداری منتقل شود، این درحالیست که زنان زندانی حق پیاده روی در محوطه را ندارند! بهداری دو ماشین حمل بیمار دارد. اولی آمبولانسی ست که ساخته قرن پیش است. این آمبولانس تخت بیمار ندارد، زندانی می بایست خود را به نحوی به دیوار یا صندلی بچسباند تا حین رانندگی رالی طور از دنیا نرود! همه فضای آمبولانس پر از لکه های خون و گلاب به رویتان استفراغ است! درب آن فقط از بیرون باز میشود به این شکل که دست راست را تا نیمی از کمر به بیرون پنجره میبرید و دستگیره را میکشید که ممکن است درب کشویی ناگهان باز شود…!!
ماشین دیگر پیکان است ، مدرن و لخت، درب آن فقط از یکسو باز میشود و چنان نرم است که بیرون آمدن از آن مصیبتی ست !سوئیچ استارت ندارد و برای روشن شدن کافیست راننده کمی تلاش کند و آن را در سراشیبی قرار دهد سپس با تکانی شدید روشن خواهد شد!
روزی یکی از هم بندیان را که حال وخیمی داشت و بیهوش بود را می بایست تا دفتر و بعد تا حیاط و کوچه و آمبولانس ببریم. برانکارد و ویلچر دراین زندان معنایی ندارد لذا چهار نفری او را در آغوش گرفته و ۲۵ پله به پایین بردیم ،…پرسنل بهداری به دلیل عذرشرعی و حفظ امنیت اسلام حق ورود به بند ندارند تا بیمار را طبق اصول پزشکی جابه جا کنند!! تخت مخصوص بیمار از آمبولانس بزرگتر بود و درنتیجه درب امبولانس بسته نمی شد، سر این زندانی شریف از آمبولانس بیرون مانده و بیش از هر چیز نگران بودم که از آمبولانس به بیرون پرت شود و در طول مسیر بیمارستان راننده متوجه فقدان بیمار نشود!!
خلاصه یک تخت کوچک چوبی ارزان در گوشه اتاق معاینه بهداری میباشد که از دیدن بیمار ۲۵ کیلویی هم به لرزه در می آید! پزشکی دارد با نام مستعار شهریاری، متخصص داخلی ست مثلا! بیشتر شبیه به بازجوست تا پزشک! برای او دانستن اتهامات شما برای مداوا لازم است! نسخه ای نمی نویسد چرا که همیشه همه چیزاز نظر او طبیعی ست و اگر هم نسخه بنویسد مهری ندارد و چنانچه از داروی اشتباه تجویز شده اش بمیرید که هیچ دیگ مرده اید! البته پزشکان شریفی هم دارد که اگر بخواهند به بیمار خصوصا بیمار سیاسی کمک کنند از سوی اقای ریئس توبیخ می شوند!!! داروخانه هر شب داروی بیماران را در قوطی های مخصوص می ریزد که معلوم است زمانی رنگش سفید بوده اما حالا رو سیاه است، حتی راننده با دستهای بدون دستکش هم میتواند این کار را انجام دهد، اغلب داروها سهوا یا حتی عمدا به اشتباه در قوطی ریخته می شوند!!! بیمار باید همه را با یک لیوان اب در برابر چشمان مامور قورت دهد! مواردی بوده اند که می بایست یکجا ۱۸ قرص ببلعند! تصوپر مابقی جریان با خودتان!!! اگر زن باشید و طبق نظر پزشک نیاز به نوار قلب یا حتی تزریق دارو باشد پرستاران دو دستی مشتی از خاک بر سر میریزند چون از لحاظ شرعی معذورند و بایست بیمار یا به بیمارستان اعزام شود که هفت خان رستمی ست و از نظر رئیس ممنوع ، یا باید منتظر بود تا در ساعت اداری خانم فلانی بیاید.
در نهایت اگر اورژانسی باشد پس از کمی مشاجره با پزشک به این نتیجه میرسد که مامور زن همراه زندانی که هیچ سر رشته ای از این امر ندارد نوار قلب را بگیرد! و حالا تصور کنید بیمار روی تخت و مامور زن بالای سر او! از طرفی می بایست چادر خود را نگه دارد و از طرفی طبق گفته های پرستار و آموزش از روی لباس، گیره ها را بچیند و پرستار مرد عرق ریزان پشت پارتیشن ایستاده و راهنمایی میکند، ناگهان میبینی گیره های نوار قلب تا کشاله ران بیمار وصل شد و چون معلوم نیست نوار قلب بوده یا کلیه یا چی یا به دلیل خنده وحتی عصبانیت بیمار نوار قلب آنچه که باید نمیشود!
دندانپزشکی بهداری هم که هزینه اش از دستمزد بهترین پزشکان ایران و جهان گرانتر است آن هم برای زندانیان بی منبع درآمد! از بس بهداری و زندان و زندانیان تمیز هستند که به راحتی بدون دستکش دست در دهان شما می کنند و حتی دستگاه اتوکلاو که ضروری ترین دستگاه است ندارند! و در آخر مدیر بهداری!! از او در مورد خودم و پرونده ام خواهم گفت. عباس ِ خانی ! مدیر کشتی گیری که می گوید پزشک است!
اما نه مرام کشتی گیران را دارد نه شرافت پزشکان را ! با این سیستم مدیریت و بهداری اش ادعا می کرد که بنده کاملا سالم هستم. درد میکشیدم و درد میکشیدم و او انکار میکرد و اعزام هایم را لغو و به دادستانی هم اعلام میکرد که بنده در سلامت کامل هستم، آنقدر به انکار ادامه داد که ماهیت حقیقی اش را به رخش کشیدم. به او گفتم تو نه پزشکی و نه حتی کشتی گیر بلکه تو یه جلاد هستی نه بیشتر! با وقاحت با مافوقش چهارمحالی ریئس زندان که تکثیر شده های حیدری فرها هستند و تصور می کنند برای همیشه در منسب قدرت می مانند از من شکایت کردند و اتهاماتی را نسبت دادن که برای دومین بار دادگاهش برگزار شد و شرکت نکردم! جواب آزمایشات بیمارستان را از من پنهان میکردند و با توهین بر سلامت بنده تاکید داشتند، اما نمیدانند که آتنا هم پدری دارد و آشنایانی، جواب آزمایشات و سی تی اسکن بیمارستان هزار تختخوابی را با هزار زحمتی که شده به دست آوردم و مشخص شد آری فوراً باید جراحی شوم و تخلیه کامل کیسه صفراوی بعلاوه عفونت و سنگ کلیه، سنگهایی به اندازه جای مهر روی پیشانی شان!
در حالی که در اردیبهشت ۹۶ دستور بستری ام از بیمارستان سینا صادر و قرار بر تخلیه رسوب صفرا بود اما خانی و چهارمحالی آن را انکار و اعزام ها را یکی پس از دیگری لغو کردند ، اما در نهایت بعد چند ماه و اثبات بیماری، بستری، جراحی و تخلیه کامل کیسه صفراوی در شرایطی کاملا امنیتی انجام شد. حالا تصور کنید روزانه چند نفر به این بهداری مراجعه و با چنین صحنه ها و برخوردها مواجه می شوند ؟! تصور کنید مرگ هدی صابر را در همین بهداری! یا مرگ عزیزانی چون شاهرخ زمانی ، افشین اصانلو و محسن دگمه چی را که در اثر بی توجه ای به وضعیتشان جان باختند،تصور کنید وضعیت علیرضا رجایی و امید کوکبی و آرش صادقی را و محمد جراحی که به تازگی به دلیل بیماری کهنه شان جان باختند! یادش گرامی! و اما تصور کنید روزانه صدها زندانی بیمار و بی نام که به دلیل جنایتهای چهارمحالی و خانی و امثال او که بی صدا می میرند!!
در پایان خطاب به محمد جواد ظریف اعلام میدارم من به عنوان یک ایرانی نه تنها سپاهی نیستم بلکه به دلیل غرض ورزی ها و جنایت های سپاه در زندان به سر می برم و حالا نه تنها من بلکه صد ها یا هزاران زندانی دیگر از قِبَل فرمایشات سپاه به رئیس زندان و رئیس بهداری حتی امنیت جانی و سلامت مان را نیز از دست داده ایم !!!
آتنا دائمی – بند زنان زندان اوین
سی ام مهر ۱۳۹۶
http://irankhabarnews.com/ 2017/10/22/ نامه-شجاعانه-زندانی-سیاسی-آ تنا-دایمی-د/
تصور کنید که اکنون فضای ایران متحول و درب زندانها باز، زندانیان آزاد و زندانها تبدیل به موزه شده و آتنا دائمی به عنوان زندانی سیاسی زندان اوین، در بازدید از موزه اوین با شماست و از خاطرات و شرایطش در بخشی از اوین یعنی بهداری می گوید!
در این زندان چنانچه زندانی در داخل بند بیمار باشد (بد حال یا معمولی فرقی ندارد) و نیاز به اعزام به بهداری باشد می بایست حداقل چهل دقیقه منتظر بماند تا با بهداری هماهنگ و بالاخره ماشین با پشت سر گذاشتن ترافیک سنگین داخل زندان (فاصله از بند تا بهداری ۱۰۰ متر) به محل مورد نظر برسد و بیمار به بهداری منتقل شود، این درحالیست که زنان زندانی حق پیاده روی در محوطه را ندارند! بهداری دو ماشین حمل بیمار دارد. اولی آمبولانسی ست که ساخته قرن پیش است. این آمبولانس تخت بیمار ندارد، زندانی می بایست خود را به نحوی به دیوار یا صندلی بچسباند تا حین رانندگی رالی طور از دنیا نرود! همه فضای آمبولانس پر از لکه های خون و گلاب به رویتان استفراغ است! درب آن فقط از بیرون باز میشود به این شکل که دست راست را تا نیمی از کمر به بیرون پنجره میبرید و دستگیره را میکشید که ممکن است درب کشویی ناگهان باز شود…!!
ماشین دیگر پیکان است ، مدرن و لخت، درب آن فقط از یکسو باز میشود و چنان نرم است که بیرون آمدن از آن مصیبتی ست !سوئیچ استارت ندارد و برای روشن شدن کافیست راننده کمی تلاش کند و آن را در سراشیبی قرار دهد سپس با تکانی شدید روشن خواهد شد!
روزی یکی از هم بندیان را که حال وخیمی داشت و بیهوش بود را می بایست تا دفتر و بعد تا حیاط و کوچه و آمبولانس ببریم. برانکارد و ویلچر دراین زندان معنایی ندارد لذا چهار نفری او را در آغوش گرفته و ۲۵ پله به پایین بردیم ،…پرسنل بهداری به دلیل عذرشرعی و حفظ امنیت اسلام حق ورود به بند ندارند تا بیمار را طبق اصول پزشکی جابه جا کنند!! تخت مخصوص بیمار از آمبولانس بزرگتر بود و درنتیجه درب امبولانس بسته نمی شد، سر این زندانی شریف از آمبولانس بیرون مانده و بیش از هر چیز نگران بودم که از آمبولانس به بیرون پرت شود و در طول مسیر بیمارستان راننده متوجه فقدان بیمار نشود!!
خلاصه یک تخت کوچک چوبی ارزان در گوشه اتاق معاینه بهداری میباشد که از دیدن بیمار ۲۵ کیلویی هم به لرزه در می آید! پزشکی دارد با نام مستعار شهریاری، متخصص داخلی ست مثلا! بیشتر شبیه به بازجوست تا پزشک! برای او دانستن اتهامات شما برای مداوا لازم است! نسخه ای نمی نویسد چرا که همیشه همه چیزاز نظر او طبیعی ست و اگر هم نسخه بنویسد مهری ندارد و چنانچه از داروی اشتباه تجویز شده اش بمیرید که هیچ دیگ مرده اید! البته پزشکان شریفی هم دارد که اگر بخواهند به بیمار خصوصا بیمار سیاسی کمک کنند از سوی اقای ریئس توبیخ می شوند!!! داروخانه هر شب داروی بیماران را در قوطی های مخصوص می ریزد که معلوم است زمانی رنگش سفید بوده اما حالا رو سیاه است، حتی راننده با دستهای بدون دستکش هم میتواند این کار را انجام دهد، اغلب داروها سهوا یا حتی عمدا به اشتباه در قوطی ریخته می شوند!!! بیمار باید همه را با یک لیوان اب در برابر چشمان مامور قورت دهد! مواردی بوده اند که می بایست یکجا ۱۸ قرص ببلعند! تصوپر مابقی جریان با خودتان!!! اگر زن باشید و طبق نظر پزشک نیاز به نوار قلب یا حتی تزریق دارو باشد پرستاران دو دستی مشتی از خاک بر سر میریزند چون از لحاظ شرعی معذورند و بایست بیمار یا به بیمارستان اعزام شود که هفت خان رستمی ست و از نظر رئیس ممنوع ، یا باید منتظر بود تا در ساعت اداری خانم فلانی بیاید.
در نهایت اگر اورژانسی باشد پس از کمی مشاجره با پزشک به این نتیجه میرسد که مامور زن همراه زندانی که هیچ سر رشته ای از این امر ندارد نوار قلب را بگیرد! و حالا تصور کنید بیمار روی تخت و مامور زن بالای سر او! از طرفی می بایست چادر خود را نگه دارد و از طرفی طبق گفته های پرستار و آموزش از روی لباس، گیره ها را بچیند و پرستار مرد عرق ریزان پشت پارتیشن ایستاده و راهنمایی میکند، ناگهان میبینی گیره های نوار قلب تا کشاله ران بیمار وصل شد و چون معلوم نیست نوار قلب بوده یا کلیه یا چی یا به دلیل خنده وحتی عصبانیت بیمار نوار قلب آنچه که باید نمیشود!
دندانپزشکی بهداری هم که هزینه اش از دستمزد بهترین پزشکان ایران و جهان گرانتر است آن هم برای زندانیان بی منبع درآمد! از بس بهداری و زندان و زندانیان تمیز هستند که به راحتی بدون دستکش دست در دهان شما می کنند و حتی دستگاه اتوکلاو که ضروری ترین دستگاه است ندارند! و در آخر مدیر بهداری!! از او در مورد خودم و پرونده ام خواهم گفت. عباس ِ خانی ! مدیر کشتی گیری که می گوید پزشک است!
اما نه مرام کشتی گیران را دارد نه شرافت پزشکان را ! با این سیستم مدیریت و بهداری اش ادعا می کرد که بنده کاملا سالم هستم. درد میکشیدم و درد میکشیدم و او انکار میکرد و اعزام هایم را لغو و به دادستانی هم اعلام میکرد که بنده در سلامت کامل هستم، آنقدر به انکار ادامه داد که ماهیت حقیقی اش را به رخش کشیدم. به او گفتم تو نه پزشکی و نه حتی کشتی گیر بلکه تو یه جلاد هستی نه بیشتر! با وقاحت با مافوقش چهارمحالی ریئس زندان که تکثیر شده های حیدری فرها هستند و تصور می کنند برای همیشه در منسب قدرت می مانند از من شکایت کردند و اتهاماتی را نسبت دادن که برای دومین بار دادگاهش برگزار شد و شرکت نکردم! جواب آزمایشات بیمارستان را از من پنهان میکردند و با توهین بر سلامت بنده تاکید داشتند، اما نمیدانند که آتنا هم پدری دارد و آشنایانی، جواب آزمایشات و سی تی اسکن بیمارستان هزار تختخوابی را با هزار زحمتی که شده به دست آوردم و مشخص شد آری فوراً باید جراحی شوم و تخلیه کامل کیسه صفراوی بعلاوه عفونت و سنگ کلیه، سنگهایی به اندازه جای مهر روی پیشانی شان!
در حالی که در اردیبهشت ۹۶ دستور بستری ام از بیمارستان سینا صادر و قرار بر تخلیه رسوب صفرا بود اما خانی و چهارمحالی آن را انکار و اعزام ها را یکی پس از دیگری لغو کردند ، اما در نهایت بعد چند ماه و اثبات بیماری، بستری، جراحی و تخلیه کامل کیسه صفراوی در شرایطی کاملا امنیتی انجام شد. حالا تصور کنید روزانه چند نفر به این بهداری مراجعه و با چنین صحنه ها و برخوردها مواجه می شوند ؟! تصور کنید مرگ هدی صابر را در همین بهداری! یا مرگ عزیزانی چون شاهرخ زمانی ، افشین اصانلو و محسن دگمه چی را که در اثر بی توجه ای به وضعیتشان جان باختند،تصور کنید وضعیت علیرضا رجایی و امید کوکبی و آرش صادقی را و محمد جراحی که به تازگی به دلیل بیماری کهنه شان جان باختند! یادش گرامی! و اما تصور کنید روزانه صدها زندانی بیمار و بی نام که به دلیل جنایتهای چهارمحالی و خانی و امثال او که بی صدا می میرند!!
در پایان خطاب به محمد جواد ظریف اعلام میدارم من به عنوان یک ایرانی نه تنها سپاهی نیستم بلکه به دلیل غرض ورزی ها و جنایت های سپاه در زندان به سر می برم و حالا نه تنها من بلکه صد ها یا هزاران زندانی دیگر از قِبَل فرمایشات سپاه به رئیس زندان و رئیس بهداری حتی امنیت جانی و سلامت مان را نیز از دست داده ایم !!!
آتنا دائمی – بند زنان زندان اوین
سی ام مهر ۱۳۹۶
http://irankhabarnews.com/
ایران – بازداشت شیدا عابدی در بیرجند به جرم بهائی بودن
شیدا عابدی شهروند بهایی اهل بیرجند باز داشت
شد. در هفته های اخیر همزمان با فرا رسیدن مناسبت دویستمین سالروز تولد
بهاءالله، شارع امر بهائی، دست کم ۲۵ شهروند بهایی در شهرهای مختلف کشور
توسط نیروهای وابسته به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه بازداشت شده اند.
از زمان شروع حاکمیت اسلامی در ايـران هزاران
نفر از هموطنان بهايي و به جرم بهایی بودن بازداشت شكنجه و زنداني شدند. و
به همین جرم به اموال و خانه های آنان تعدی شد و بسیار مورد هتک حرمت قرار
گرفتند.
Mittwoch, 4. Oktober 2017
سازمان عفو بینالملل: اروپا اراده حل بحران پناهجویان را ندارد
نماینده سازمان عفو بین الملل
سازمان عفو بینالملل هشدار میدهد: اروپا اراده حل بحران پناهجویان را ندارد
یورونیوز 10مهر 96: اروپا همچنان با چالش بزرگ پناهجویان مواجه است. دو سال پیش کمیسیون اروپا پروژهیی برای استقرار صدها هزار پناهجو در اروپا طراحی کرد. قرار شد طبق این طرح نزدیک به ۱۶۰هزار تن از پناهجویان در کشورهای مختلف اروپایی مستقر شوند. امروز دو سال از این برنامه میگذرد اما هنوز خبری از حل بحران نیست و اروپا تنها موفق شده است تا ۱۸درصد از پناهجویان مورد بحث را اسکان دهد. نماینده سازمان عفو بینالملل در این باره میگوید: «اروپا نمیخواهد این کار را عملی کند. اگر اراده آن وجود داشت آن را عملی میکردند. زمانی که بانکها ورشکست میشوند اروپا سریعاً به کمک آنها میآید در واقع اینجا بحث اراده سیاسی است. اروپا اراده لازم برای حمله به این بحران بشری را ندارد.»
یورونیوز 10مهر 96: اروپا همچنان با چالش بزرگ پناهجویان مواجه است. دو سال پیش کمیسیون اروپا پروژهیی برای استقرار صدها هزار پناهجو در اروپا طراحی کرد. قرار شد طبق این طرح نزدیک به ۱۶۰هزار تن از پناهجویان در کشورهای مختلف اروپایی مستقر شوند. امروز دو سال از این برنامه میگذرد اما هنوز خبری از حل بحران نیست و اروپا تنها موفق شده است تا ۱۸درصد از پناهجویان مورد بحث را اسکان دهد. نماینده سازمان عفو بینالملل در این باره میگوید: «اروپا نمیخواهد این کار را عملی کند. اگر اراده آن وجود داشت آن را عملی میکردند. زمانی که بانکها ورشکست میشوند اروپا سریعاً به کمک آنها میآید در واقع اینجا بحث اراده سیاسی است. اروپا اراده لازم برای حمله به این بحران بشری را ندارد.»
تنها کشوری که به
تعهداتش در قبال پناهجویان عمل کرده است جزیره مالت است. البته ایرلند و
فنلاند هم به ظرفیتهای تعیین شده نزدیک هستند. کمیسیون اروپا درباره این
طرح و نتایج آن به شهروندان گزارش میدهد. معضل اصلی تنها کشورهای شرق
اروپا نیستند که از اجرای تعهدات شانه خالی میکنند حتی فرانسه و انگلستان
هم به تعهدات عمل نکردهاند. در این میان بدترین شاگردان این کلاس لهستان،
جمهوری چک مجارستان و اسلواکی هستند.
https://www.mojahedin.org/news/205970
شمار پناهجویان سوری در ترکیه از ۳میلیون نفر فراتر رفت
پناهجویان سوری در ترکیه
به گزارش اداره کل مهاجرت ترکیه، تعداد مهاجران سوریه در این کشور به 3میلیون و 208هزار و 131نفر رسیده است.
تعداد
پناهجویان سوری در ترکیه در سپتامبر سال گذشته 2میلیون و 834هزار و 441نفر
بود. از این تعداد 511هزار و 380تن در استانبول و 171هزار و 434تن در
ازمیر زندگی میکنند».
بیشتر بخوانید:
https://www.mojahedin.org/news/205993
کارزار جهانی دادخواهی قتلعام ۶۷ در آمریکا، کانادا و اروپا + فیلم و عکس
کارزار جنبش دادخواهی در کشورهای مختلف
گزارشهایی از: آمریکا،
کالیفرنیا- کانادا، تورنتو- هلند، لاهه - سوئد، یوتوبوری -دانمارک، کپنهاک،
کانادا، اتاوا – اتریش، وین –نروژ، اسلو –سوئد، مالمو.



https://www.mojahedin.org/news/205982/

هجدهمین روز تحصن شبانهروزی غارتشدگان در تهران و تأکید بر استمرار تحصن + فیلم
هجدهمین روز تحصن شبانهروزی غارتشدگان در تهران
غارتشدگان کاسپین وابسته به سپاه پاسداران هجدهمین روز تحصن شبانه روزی خود را سپری میکنند.
غارتشدگان مؤسسات مختلف امروز چهارشنبه 12مهر96 در مقابل ساختمان قوه
قضاییه شعار میدادند: یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن- عزاعزاست امروز
روزعزاست امروز زندگی ما مردم روی هواست امروز
https://www.mojahedin.org/news/205983
سازمان منع استفاده از تسلیحات شیمیایی: رژیم اسد قبل از بمباران خان شیخون هم از گاز سارین استفاده کرده بود
بمباران شیمیایی مردم سوریه
بازرسان سازمان منع استفاده از تسلیحات شیمیایی اعلام کردند که ژیم اسد
5روز زودتر از بمباران شیمیایی خان شیخون از گاز سمی سارین علیه مردم خود
استفاده کرده بود.
این بازرسان مللمتحد از کشف گاز سارین در حملات
شیمیایی سوریه پرده برداشتند. خبرگزاری رویتر روز چهارشنبه 12مهر 96 بهنقل
از این بازرسان گزارش داد نمونههای آزمایش شده در رابطه با حمله
[شیمیایی] ماه مارس علیه نیروهای اپوزیسیون سوریه در شهر (لطامنه) در شمال
منطقه حما که توسط بازرسان تسلیحات اتمی انجام شده است نسبت به وجود گاز
اعصاب ممنوعه سارین مثبت بوده است. این حمله باعث مجروح شدن 70نفر گردید که
از تهوع، کف کردن دهان و اسپاسم ماهیچهها رنج میبرند.
https://www.mojahedin.org/news/205996
تجمع اعتراضی در لرستان، قزوین و دهدشت
تجمع اعتراضی کارکنان شرکت ماشین سازی لرستان
کارکنان شرکت ماشینسازی لرستان روز چهارشنبه 12مهر در مقابل دادسرای عمومی
ناحیه ۳۷تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند. تجمعکنندگان گفتند کارخانه
ماشینسازی لرستان مدتی است حقوق و مزایای کارکنان را پرداخت نکرده است.
در
قزوین نیز روز سهشنبه 11مهرماه، جمعی از کارگران کارخانه نازنخ برای
چندمین بار در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان مقابل استانداری رژیم در
این شهر تجمع کردند. یکی از کارگران حاضر در این تجمع گفت: حقوق و سنوات
کارگران این شرکت از سال 88 واریز نشده است. وی افزود: شرکتهای فرنخ و مه
نخ هم با هزار و 200کارگر شرایطی مشابهی دارند.
تجمع اعتراضی تاکسیداران دهدشت
روز
چهارشنبه 12مهر جمع کثیری از رانندگان تاکسی دهدشت، در میدان جهاد این شهر
تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار رسیدگی به مشکلات خود شدند.
https://www.mojahedin.org/news/205985
خودکشی نوجوان ۱۱ساله در مهرگان قزوین
خودکشی پسربچه ای در مهرگان
سهشنبه شب ۱۱مهرماه 96 نوجوان 11سالهیی در مهرگان در قزوین؛ خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پایین انداخت و متأسفانه جان سپرد.
رسانههای
رژیم روز سهشنبه ۱۱مهر ۹۶ نیز گزارش دادند دختر ۱۶ساله تهرانی شبهنگام
از پشتبام خانه خود را به پایین انداخت و متأسفانه جان باخت.
https://www.mojahedin.org/news/205986
Freitag, 15. September 2017
اعدام یک زندانی در کرج
اعدام یک زندانی
رژیم
ضدبشری آخوندی روز پنجشنبه ۲۳شهریور 96 یک زندانی را در کرج بدار آویخت.
مشخصات این زندانی اعلام نشده است. خاطرنشان میشود روز پنچشنبه نیز رژیم
ضدبشری آخوندی رژیم ضدبشری آخوندی یک زندانی را در فلکه شهرداری در سلماس
در ملأعام بدار آویخت.
بیشتر بخوانید:
بیشتر بخوانید:
اعدام یک زندانی در ملأعام در سلماس
رژیم ضدبشری آخوندی صبح روز پنجشنبه 23شهریور 96 یک زندانی را در فلکه شهرداری در سلماس در ملأعام بدار آویخت.
رژیم ضدبشری آخوندی روز سهشنبه 21شهریور نیز دو زندانی را در استانهای کرمانشاه و کرمان در ملأعام بدار آویخت.
رژیم ضدبشری آخوندی روز سهشنبه 21شهریور نیز دو زندانی را در استانهای کرمانشاه و کرمان در ملأعام بدار آویخت.
اعدام یک زندانی در ملأعام در استان کرمان
رژیم ضدبشری آخوندی سحرگاه روز سهشنبه 21شهریور یک زندانی را در استان کرمان در ملأعام بدار آویخت.
در کرمان دادستان جنایتکار رژیم در شهرستان عنبرآباد از حکم اعدام یک زندانی در ملأعام خبر داد و گفت: ”حکم اعدام (ر. خ) صبح امروز ۲۱شهریورماه ۱۳۹۶، با حضور اعضای شورای تأمین شهرستان در ملأعام اجرا و این زندانی بدار آویخته شد.
در کرمان دادستان جنایتکار رژیم در شهرستان عنبرآباد از حکم اعدام یک زندانی در ملأعام خبر داد و گفت: ”حکم اعدام (ر. خ) صبح امروز ۲۱شهریورماه ۱۳۹۶، با حضور اعضای شورای تأمین شهرستان در ملأعام اجرا و این زندانی بدار آویخته شد.
اعدام یک زندانی در ملأعام در اسلامآباد غرب و حکم اعدام یک زندانی در تهران
سحرگاه روز، سهشنبه 21شهریور 96رژیم ضدبشری آخوندی یک زندانی را در ملأعام در اسلامآبادغرب بدار آویخت.
وی حدود 27سال سن داشت.
همچنین دستگاه قضایی رژیم در تهران حکم اعدام پسر جوانی را صادر کرد.
وی حدود 27سال سن داشت.
همچنین دستگاه قضایی رژیم در تهران حکم اعدام پسر جوانی را صادر کرد.
اعدام یک زندانی در ملأعام در ایلام
رژیم آخوندی سحرگاه روز سهشنبه چهاردهم شهریور 96، یک زندانی را در میدان ۲۲بهمن شهر ایلام و در ملأعام بدار آویخت.
لازم به یادآوری است دژخیمان خامنهای سحرگاه روز پنجشنبه نهم شهریور نیز، یک زندانی را در ملأعام در بندرعباس بدار آویختند.
لازم به یادآوری است دژخیمان خامنهای سحرگاه روز پنجشنبه نهم شهریور نیز، یک زندانی را در ملأعام در بندرعباس بدار آویختند.
اعدام یک زندانی در زندان مرکزی اردبیل
رژیم ضدبشری آخوندی صبح روز یکشنبه 12شهریور یک زندانی را در زندان مرکزی اردبیل بدار آویخت. این زندانی عادل کریمی نام داشت.
روز 8شهریورماه جاری نیز سه زندانی در محوطه زندان مرکزی اردبیل اعدام شده بودند. این سه جوان فردین حسینی؛ مسعود ولیزاده و نورالدین احمدی نام داشتند.
فردین حسینی ۳۱ساله؛ مهندس شیمی و مجرد بود. مسعود ولیزاده دارای یک فرزند بود. هر سه زندانی اعدام شده از ساکنان شهر اردبیل بودند.
بر اساس گزارش نزدیکان به خانوادههای این زندانیان؛ شکنجهگران زندان اردبیل در نهایت شقاوت زندانیان اعدامی را به سلولهای انفرادی منتقل کرده و سپس با دستبند و پابند بستند. آنها سپس به خانوادههای زندانیان اعلام کردند که برای آخرین دیدار با فرزندانشان به مقابل زندان بیایند.
رژیم جنایتکار آخوندی برای ایجاد جو رعب و وحشت و جلوگیری از خیزشهای مردمی از سلاح اعدام مخصوصاً اعدام در ملأعام در ماکزیمم، استفاده میکند هر چند که دیگر این سلاح کارآیی خود را هر روز بیشتر از قبل از دست میدهد.
روز 8شهریورماه جاری نیز سه زندانی در محوطه زندان مرکزی اردبیل اعدام شده بودند. این سه جوان فردین حسینی؛ مسعود ولیزاده و نورالدین احمدی نام داشتند.
فردین حسینی ۳۱ساله؛ مهندس شیمی و مجرد بود. مسعود ولیزاده دارای یک فرزند بود. هر سه زندانی اعدام شده از ساکنان شهر اردبیل بودند.
بر اساس گزارش نزدیکان به خانوادههای این زندانیان؛ شکنجهگران زندان اردبیل در نهایت شقاوت زندانیان اعدامی را به سلولهای انفرادی منتقل کرده و سپس با دستبند و پابند بستند. آنها سپس به خانوادههای زندانیان اعلام کردند که برای آخرین دیدار با فرزندانشان به مقابل زندان بیایند.
رژیم جنایتکار آخوندی برای ایجاد جو رعب و وحشت و جلوگیری از خیزشهای مردمی از سلاح اعدام مخصوصاً اعدام در ملأعام در ماکزیمم، استفاده میکند هر چند که دیگر این سلاح کارآیی خود را هر روز بیشتر از قبل از دست میدهد.
https://www.mojahedin.org/news/205115
نتایج تحقیقات رسمی : قاضی نیسمن به نحو بیرحمانهیی ترور شده است
قاضی شهید آلبرتو نیسمن
تحقیقات
رسمی و تخصصی پیرامون مرگ قاضی شهید آلبرتو نیسمن فرضیه خودکشی را به کلی
مردود دانسته وثابت میکند که نیسمن به نحو بیرحمانهیی ترورشده است.
اینفوبائه گزارش داد: 28متخصص ژاندارمری آرژانتین به این نتیجه قطعی رسیدند که قاضی نیسمن توسط افراد حرفهیی از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته وو قاتلان، صحنه را طوری پاکسازی کردند که این قتل شبیه یک خودکشی جلوه داده شود.
نتیجه این تحقیقات به قاضی پرونده تحویل داده خواهد شد.
قاضی آلبرتو نیسمن پرونده بمبگذاری تروریستی بوئنوسآیرس و دستداشتن سران رژیم آخوندی را در آن پیگیری میکرد وی در 18ژانویه 2015 (۲۳تیر ۹۳)، ترور شد.
ترور نیسمن یک روز قبل از ادای شهادت برنامهریزیشده او در پارلمان آرژانتین درباره زد و بند دولت قبلی این کشور با رژیم ایران برای لاپوشانی نقش این رژیم در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ بوئنوسآیرس صورت گرفت.
اینفوبائه گزارش داد: 28متخصص ژاندارمری آرژانتین به این نتیجه قطعی رسیدند که قاضی نیسمن توسط افراد حرفهیی از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته وو قاتلان، صحنه را طوری پاکسازی کردند که این قتل شبیه یک خودکشی جلوه داده شود.
نتیجه این تحقیقات به قاضی پرونده تحویل داده خواهد شد.
قاضی آلبرتو نیسمن پرونده بمبگذاری تروریستی بوئنوسآیرس و دستداشتن سران رژیم آخوندی را در آن پیگیری میکرد وی در 18ژانویه 2015 (۲۳تیر ۹۳)، ترور شد.
ترور نیسمن یک روز قبل از ادای شهادت برنامهریزیشده او در پارلمان آرژانتین درباره زد و بند دولت قبلی این کشور با رژیم ایران برای لاپوشانی نقش این رژیم در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ بوئنوسآیرس صورت گرفت.



تظاهرات مردم آرژانتین برای محاکمه قاتلان قاضی شهید آلبرتو نیسمن
https://www.mojahedin.org/news/205106
خودکشی یک دختر ۱۶ساله در سقز
خودکشی در ایران بهدلیل فشار طاقتفرسا
روز پنجشنبه ۲۳شهریور 96 دختری ۱۶ساله در محله بهارستان سقز با حلقآویز
کردن خود، اقدام به خودکشی کرد و متأسفانه جان باخت. وی اسرا رضایی نام
داشت.
طی 48ساعت گذشته علاوه بر این 7دختر و پسر در تهران، ماسال، سقز و نهاوند اقدام به خودکشی کرده و متأسفانه جان باختند.
در تهران روز چهارشنبه 22شهریور دختر جوانی خود را از بالای ساختمان منزل
شان در شهرک آتی ساز به پایین پرتاب کرد و به زندگی خود پایان داد. به
گزارش رسانههای حکومتی ساعت 6بامداد روز چهارشنبه دختر جوان در شهرک آتی
ساز مقابل هتل آزادی در تصمیمی ناگهانی از طبقه ۱۶خود را به پایین پرتاب
کرد و در دم جان سپرد. منزل این دختر در طبقه ششم قرار داشت.
در
تهران همچنین ساعت ۷:۳۰دقیقه صبح روز چهارشنبه کارکنان یک شرکت خصوصی در
جاده مخصوص کرج در حال تردد بودند که با جسد جوان 30سالهای که خودکشی کرده
بود روبهرو شدند.
ساعت ۱۳:۳۰دقیقه روز سهشنبه 21شهریور در
خیابان ابوذر در منطقه فلاح در تهران مرد 46سالهای خود را حلقآویز کرد و
متأسفانه جان باخت.
و ساعت 23سهشنبه 21شهریورماه نیز خانوادهای در تماس با مأموران پلیس کلانتری 128تهران نو از خودکشی مرد 50سالهیی خبر دادند.
در ماسال در استان گیلان روز چهارشنبه 22شهریور جوان 30ساله با حلقآویز
کردن خود از پشتبام مسجد جان باخت. یکی از سرکردگان نیروی انتظامی در
گیلان گفت: با حضور مأموران انتظامی در محل مشخص شد که این جوان 30ساله با
حلقآویز کردن خود از پشتبام مسجد جانباخته است
در سقز نیز:
جوان 27سالهیی با خودکشی به زندگی خود پایان داد. وی در شهرک زاگرس، محله
بهارستان پایین با حلقآویز کردن خود دست به خودکشی زد
و در
نهاوند نیز مرد 26سالهای با شلیک گلوله خودکشی کرد. وی در یکی از روستاهای
بخش مرکزی نهاوند در جاده نهاوند-نورآباد با تفنگ خودکشی کرد.
روند افزایش خودکشی در ایران تحت حاکمیت آخوندها و گسترش آن در میان جوانان
ربط مستقیمی به سیاستهای غارتگران رژیم ولایتفقیه دارد. آمار سازمان
بهداشت جهانی نشان میدهد. بهطور متوسط روزانه ١١ نفر در ایران تحت حاکمیت
آخوندها، بر اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند.
https://www.mojahedin.org/news/205122
گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
گرامیداشت 52مین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین در پاریس
الهام زنجانی
دوستان عزیز خواهران و برادران گرامی
با تبریک عید سعید غدیر و با هزاران تبریک بهمناسبت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران و انتخاب مسئول اول جدید سازمان، خواهر زهرای عزیزمان،
دوستان عزیز خواهران و برادران گرامی
با تبریک عید سعید غدیر و با هزاران تبریک بهمناسبت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران و انتخاب مسئول اول جدید سازمان، خواهر زهرای عزیزمان،

گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
با درود بیکران به مجاهدان بنیانگذار محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان، در این روز زیبا به برادر مسعود و خواهر مریم سلام میکنم و بهخاطر حفظ امانت حنیف کبیر و اعتلای این گنجینه ملت ایران در جایگاه شایسته امروزی به آنها درود میفرستم. دوست دارم قبل از هر چیز به برادر مسعود و خواهر مریم بگویم از اینکه به ما مجاهدین راه و رسم مبارزه کردن و با شرف زیستن را یاد دادید و به ما آموختید که تعریف مجاهد خلق در یک کلام ”فدای بیکران و وفای به پیمان در تاریخ ایران ”است سپاسگزارم، چرا که این کلام نقشهمسیر همه ما مجاهدین تا به امروز و تا آینده را بهروشنی ترسیم کرده است و این چیزی نیست جز شرافت و زیادت برای نسل مجاهد.
وبسیارخوشحالم که در این روز خجسته وبا انتخاب مسئول اول جدیدسازمان خواهرزهرای عزیزمان که الگوی شایسته همه ارزشهای یک مجاهد خلق در بالاترین درجه آنست گردهم جمع شدهایم که این روز را جشن بگیریم.
فاطمه رضایی

گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
با سلام خدمت خواهران و برادران عزیزم و همه میهمانان گرامی
برای من بسی مایه افتخار و سرفرازی است که به من هم فرصتی داده شد که در این روز مبارک چند کلامی صحبت کنم، ابتدا وظیفه خودم میدانم که از جانب عزیز که نه تنها مادر خواهران و برادران شهیدم میباشد، بلکه مادر همه مجاهدین هست و امروز اصرار داشت که در این سالگرد باشکوه شرکت کند از طرف ایشان پنجاه و دومین سالگرد حیات فرخنده مجاهدین را به مردم ایران به خواهر مریم عزیزمان، رهبر مقاومت برادر مسعود و خواهر زهرای بسیار گرامی و عزیز تبریک و تهنیت میگویم. قبل از هر صحبتی میخواستم در مقابل بنیانگذاران کبیر مجاهدین محمد حنیفنژاد سعید محسن و علی اصغر بدیعزادگان تعظیم کنم، مجاهدین شهید و والامقامی که در شرایط دیکتاتوری سیاه شاه سازمانی را بنیان گذاشتند که مسیر تاریخ ایران را عوض کرد و تضمینی شد این سازمان برای نیل به آزادی و استقلال ایران، سازمانی با ایدئولوژی اسلامی، مردمگرا، ضدارتجاع و استعمار، برای برقراری آزادی و عدالت در ایران ستمدیده، نهالی که بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین با تأسیس سازمان در سال ۱۳۴۴در بطن جامعه ایران کاشتند، کم کم در این سالیان دور و دیر تبدیل شد به درخت تنومندی که حضور و وجودش و مبارزاتش در این زمان بیگمان تنها شانس رسیدن به یک ایران آزاد و دموکراتیک است، بلی تنها شانس است. پنجاه و دو سال نبرد زیر سرکوب، زیر سرکوب دو دیکتاتوری شاه و شیخ و خیانت فرصتطلبان، میوه چینان رنگارنگ و خیانتکاران، پنجاه و دو سال نبرد بیامان برای رهایی مردم ایران با تقدیم ۱۲۰۰۰۰شهید از بهترین فرزندان میهنمان، و پنجاه و دو سال پایداری برای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی در ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران را تبدیل به گنجینهیی کرد برای مردم ایران، گنجینهیی از رشیدترین فرزندان میهن که این فرزندان این قهرمانان در یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ ایران بپا خاستند و با دیو ارتجاع و استعمار چنگ در چنگ شدند. بهرغم همه کشتارها، همه به غل و زنجیر کشیدنها، موشکبارانهای مهیب، محاصرهها، توطئهها، زد و بندهای ارتجاعی استعماری مجاهدین وسط میدان ایستادند و شعله مقاومت و جنگ را با دیو ارتجاع روشن نگهداشتند و اجازه ندادند که ابرهای سیاه ارتجاع که تمامی آسمان میهن ما را فراگرفته بود امید را از دلها از بین ببرد، پس هزاران درود میفرستیم بر بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین که چنین نهالی را در قلب تاریخ ایران کاشتند. و درود میفرستیم بر برادر مسعود که در ادامه مسیر بنیانگذاران سازمان، سازمان مجاهدین را به قلل رفیعی رساندند و نسلی را تربیت کردند که همه ارزشهایی که توسط این رژیم لوث شده بود و دگرگون شده بود همه این ارزشها را دوباره زنده کردند، ارزشهایی مثل فدا و صداقت و گذشت و بردباری. برادر مسعود چقدر زیبا گفتند که بزرگترین هنر مجاهدین در تاریخ معاصر ایران پیوند مجدد سیاست و شرافت با یک دریا خون است و در اینجا درود میفرستیم به خواهر مریم عزیزمان که سرچشمه همه داراییهای مجاهدین است، خواهر مریم با درافتادن با غول جنسیت و فردیت بزرگترین گرز را بر سر آخوندها وارد کردند بهطوری که این جنایتکاران که ویژگی بارزشان زنستیزی هست تعادلشان را از دست دادهاند و روز به روز به سقوط محتومشان نزدیکتر میشوند و خوشبختانه همانطور که دیدید این روزها ما شاهد شکفتن گلهای جدید شاخسار درخت تنومند مقاومتمان هستیم، انتخاب خواهر مجاهدمان زهرا مریخی به مسئول اولی سازمان پرافتخار ما که گنجینهیی به داراییهای سازمان پرافتخار مجاهدین اضافه کردند، این انتخاب، انتخاب خواهر زهرا قبل از هر چیز انسجام و استحکام سازمان ما را نشان میدهد که این هم ارمغان دیگری هست برای مردم ایران و گام بلند پیروزمندی در مبارزه برای سرنگونی رژیم ولایتفقیه است، ولی میخواستم همانطور که الهام گفت راز این همه سرسبزی، این همه سرشاری و این همه پیروزی و موفقیت را بگویم که همان چیزی است که برادر مسعود گفتند و گفتند که اگر در یک کلمه بخواهم مجاهدین را تعریف کنم، مجاهدین خلاصه میشوند در فدای بیکران و وفای به پیمان در تاریخ ایران، درود بر همه شما و درود بر عزمتان برای سرنگونی و آزادی وطن از دست رژیم ولایتفقیه.
محمد محدثین
برای من بسی مایه افتخار و سرفرازی است که به من هم فرصتی داده شد که در این روز مبارک چند کلامی صحبت کنم، ابتدا وظیفه خودم میدانم که از جانب عزیز که نه تنها مادر خواهران و برادران شهیدم میباشد، بلکه مادر همه مجاهدین هست و امروز اصرار داشت که در این سالگرد باشکوه شرکت کند از طرف ایشان پنجاه و دومین سالگرد حیات فرخنده مجاهدین را به مردم ایران به خواهر مریم عزیزمان، رهبر مقاومت برادر مسعود و خواهر زهرای بسیار گرامی و عزیز تبریک و تهنیت میگویم. قبل از هر صحبتی میخواستم در مقابل بنیانگذاران کبیر مجاهدین محمد حنیفنژاد سعید محسن و علی اصغر بدیعزادگان تعظیم کنم، مجاهدین شهید و والامقامی که در شرایط دیکتاتوری سیاه شاه سازمانی را بنیان گذاشتند که مسیر تاریخ ایران را عوض کرد و تضمینی شد این سازمان برای نیل به آزادی و استقلال ایران، سازمانی با ایدئولوژی اسلامی، مردمگرا، ضدارتجاع و استعمار، برای برقراری آزادی و عدالت در ایران ستمدیده، نهالی که بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین با تأسیس سازمان در سال ۱۳۴۴در بطن جامعه ایران کاشتند، کم کم در این سالیان دور و دیر تبدیل شد به درخت تنومندی که حضور و وجودش و مبارزاتش در این زمان بیگمان تنها شانس رسیدن به یک ایران آزاد و دموکراتیک است، بلی تنها شانس است. پنجاه و دو سال نبرد زیر سرکوب، زیر سرکوب دو دیکتاتوری شاه و شیخ و خیانت فرصتطلبان، میوه چینان رنگارنگ و خیانتکاران، پنجاه و دو سال نبرد بیامان برای رهایی مردم ایران با تقدیم ۱۲۰۰۰۰شهید از بهترین فرزندان میهنمان، و پنجاه و دو سال پایداری برای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی در ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران را تبدیل به گنجینهیی کرد برای مردم ایران، گنجینهیی از رشیدترین فرزندان میهن که این فرزندان این قهرمانان در یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ ایران بپا خاستند و با دیو ارتجاع و استعمار چنگ در چنگ شدند. بهرغم همه کشتارها، همه به غل و زنجیر کشیدنها، موشکبارانهای مهیب، محاصرهها، توطئهها، زد و بندهای ارتجاعی استعماری مجاهدین وسط میدان ایستادند و شعله مقاومت و جنگ را با دیو ارتجاع روشن نگهداشتند و اجازه ندادند که ابرهای سیاه ارتجاع که تمامی آسمان میهن ما را فراگرفته بود امید را از دلها از بین ببرد، پس هزاران درود میفرستیم بر بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین که چنین نهالی را در قلب تاریخ ایران کاشتند. و درود میفرستیم بر برادر مسعود که در ادامه مسیر بنیانگذاران سازمان، سازمان مجاهدین را به قلل رفیعی رساندند و نسلی را تربیت کردند که همه ارزشهایی که توسط این رژیم لوث شده بود و دگرگون شده بود همه این ارزشها را دوباره زنده کردند، ارزشهایی مثل فدا و صداقت و گذشت و بردباری. برادر مسعود چقدر زیبا گفتند که بزرگترین هنر مجاهدین در تاریخ معاصر ایران پیوند مجدد سیاست و شرافت با یک دریا خون است و در اینجا درود میفرستیم به خواهر مریم عزیزمان که سرچشمه همه داراییهای مجاهدین است، خواهر مریم با درافتادن با غول جنسیت و فردیت بزرگترین گرز را بر سر آخوندها وارد کردند بهطوری که این جنایتکاران که ویژگی بارزشان زنستیزی هست تعادلشان را از دست دادهاند و روز به روز به سقوط محتومشان نزدیکتر میشوند و خوشبختانه همانطور که دیدید این روزها ما شاهد شکفتن گلهای جدید شاخسار درخت تنومند مقاومتمان هستیم، انتخاب خواهر مجاهدمان زهرا مریخی به مسئول اولی سازمان پرافتخار ما که گنجینهیی به داراییهای سازمان پرافتخار مجاهدین اضافه کردند، این انتخاب، انتخاب خواهر زهرا قبل از هر چیز انسجام و استحکام سازمان ما را نشان میدهد که این هم ارمغان دیگری هست برای مردم ایران و گام بلند پیروزمندی در مبارزه برای سرنگونی رژیم ولایتفقیه است، ولی میخواستم همانطور که الهام گفت راز این همه سرسبزی، این همه سرشاری و این همه پیروزی و موفقیت را بگویم که همان چیزی است که برادر مسعود گفتند و گفتند که اگر در یک کلمه بخواهم مجاهدین را تعریف کنم، مجاهدین خلاصه میشوند در فدای بیکران و وفای به پیمان در تاریخ ایران، درود بر همه شما و درود بر عزمتان برای سرنگونی و آزادی وطن از دست رژیم ولایتفقیه.
محمد محدثین

گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
بسم الله الرحمن الرحیم، بهنام خدا و بهنام خلق قهرمان ایران
با عرض ادب خدمت عزیز رضائی، عزیز همه مجاهدین، عزیز مردم ایران که امیدوارم خداوند سایهاش را همیشه بر سر ما نگهدارد. باتشکر و قدردانی از دوستان عزیز فرانسوی مان، ازپره فه ایوبونه از رزمنده قدیمی آزادی و مقاومت آقای برسی و همه دوستان فرانسوی و همسایگانی که به ما افتخار دادند در این جلسه هستند، همسایگانی که زنان و مردان فرانسوی که نه حامیان فرانسوی مقاومت، بلکه جزیی از خانواده مجاهدین و مقاومت ایران هستند، کسانی که کسانی که قبل از ۱۷ژوئن و بعد از ۱۷ژوئن در اشرف و لیبرتی و در آلبانی و در کارزار علیه لیست تروریستی همه جا و همیشه همراه ما بودند. و به واقع افتخار شهروندان افتخاری ایران و دوستان همیشگی مقاومت ایران هستند که نامشان همیشه در تاریخ ایران خواهد ماند. همچنین از دوستان عرب برادران و خواهران عربمان که در اینجا هستند که در این سالها همیشه ما را همراهی کردند و البته سازمان مجاهدین فقط به ما بهعنوان مجاهد اعضاء مجاهدین که من افتخار دارم عضو کوچکی ازش باشم تعلق ندارد بلکه به همه مردم منطقه و همه خواهران و برادرانمان در کشورهای منطقه که از درد مشترکی رنج میبریم و از بنیادگرایی و ارتجاع دینی رنج میبریم که منشأش و قلبش در تهران است به همه آنها هم این سازمان مجاهدین تعلق دارد همچنین بدهید از همرزمان و سروران و دوستان شوراییمان در اینجا که به ما پیوستند و در این جشن، در این شادی در این سالروز با ما هستند قدردانی کنیم، کسانی که در همه دردها و رنجها در طول این سالیان بسیاریشان از زمان شاه و همه در زمان خمینی در زمان ارتجاع مذهبی با هم بودیم.
پنجاه و دومین سالگرد سازمان مجاهدین را در شرایطی جشن میگیریم که از هر نظر شرایط متفاوت است، سازمانی در اوج شکوفایی و آماده و مجهز از هر نظر برای به عهده گرفتن مأموریت نهایی یعنی سرنگونی این رژیم به همراه مردم ایران و همراه همه اعضاء و اجزای این مقاومت. به همین خاطر این پنجاه و دومین سالگرد را که همزمان شده با انتخاب مسئول اول جدید قبل از هر کس باید به حنیف کبیر بنیانگذار این سازمان که این نهال را در دوران سیاه تاریکیها، ۵۲سال پیش کاشت و خودش امروز حتماً شاهد و ناظر هست باید به حنیف کبیر تبریک گفت که همانطوری که خواهر مریم گفتند امروز میراثش اینقدر با شکوه و با عظمت شده است و همینطور اجازه بدهید به مسعود تبریک بگوییم که این امانت بزرگ خلق و ملت ایران را به شایستهترین وجه از همه پیچ و خمها عبور داد تا به اینجا رسید. از پیچ و خمهایی که هر کدامش کافی بود یک جنبشی را برای همیشه نابود کند، از ضربه شهریور سال ۵۰و شهادت بنیانگذاران تا ضربه خیانتبار اپورتونیستی و تا مواجهه با ایلغار سیاسی تشکیلاتی ایدئولوژیکی که خمینی بر ملت ما وارد آورد و مقابله با این بنیادگرای درندهخویی که خمینی با خودش به میهن ما آورد. و بعدها و بعدها در وقایعی دیگر در مقابله با جنگ ضد ملی ضدمیهنی در مقابله با بحران کویت در مقابله با قضایای بعد از آن در جنگ سال ۲۰۰۳ و همه چیزها و وقایع بعد از آن، همه چیزهایی که دیگر خوشبختانه همه ما که در این اتاق هستیم فکر میکنم این قسمتهای اخیرش را دیگر بودیم و شاهد بودیم و از نزدیک دیدیم، کسی که این مقاومت را این سازمان را این جنبش را از درغلتیدن به انحراف از درغلتیدن به اپورتونیسم از نابودی محتومی که هر کدام از این وقایع میتوانست در مقابل ما نابودیهای نابودی محتومی که هر کدام از این وقایع میتوانست مسببش باشد عبور داد و هزار تبریک و درود به خواهر مریم که با انقلاب خودش با تلاش شبانه روزیش با تربیت مسئولان و کادرها و زنان و مردانی که این جنبش را در این سختترین شرایط به پیش ببرند انسجام و استحکام و یکدستی و یکپارچگی این سازمان را آن را حفظ کرد آن هم در دورانی که دوران افولهاست، دوران تجزیههاست، دوران انشعابهاست، دوران افول جنبشهای سیاسی است، در چنین شرایطی سازمان مجاهدین را و این جنبش مقاومتی که مجاهدین در محور و در کانونش قرار دارد از این تیرهراهها و کورهراهها عبور داد و امروز این سرمایه انقلاب و مردم ایران علیه فاشیسم دینی حاکم را به اینجا رسانده است. آنچه که استحکامی که انسجامی که یک دستی یی که همین چند روز پیش یکبار دیگر در انتخاب مسئول اول جدید سازمان مجاهدین شاهدش بودیم. این صحنهها یادآور برای ما مسلمانها یادآور آیات البته شاید این آیات ربطی فقط به مسلمانها نداشته باشد حداقل به اعتقاد من، آیات آخر سوره فتح است که خدا به پیغمبرش میگوید که مؤمنین و مجاهدین و انقلابیونی که در حال بهاصطلاح رکوع و سجود در حال خشوع در مقابل انقلاب، خلق، خالق هستند، به حدی هست به حدی پیشروی کرده این مقاومت و جنبش جملات قرآن هست من دارم نقل به متن ترجمه به مفهوم میکنم که حتی کسانی که آن را کاشتند یعجب الزراع آنهایی که آن راکاشتند آنها را هم به شگفتی و تعجب وامیدارد این شجره طیبهیی که اصلها ثابت و فرعها فی السماء درخت پاکیزهیی که اصلش در زمین است و شاخ و برگش در آسمانهاست. این داستان انقلاب مجاهدین، انقلاب مردم ایران هست و البته باز همانجور که قرآن میگوید این فقط کافران را کسانی که در مقابل راه تکامل قرار دارند کسانی که در مقابل خلق و انقلاب قرار دارند آنها را به غیظ و خشم وا میدارد. به همین انتخابات مسئول اول نگاه کنید این انتخابات در شرایطی برگزار شده این مسئول اول در شرایطی انتخاب شده فراتر از صلاحیتها و شایستگیهای خواهر زهرا که در موردش گفتنیها زیاد است و آن را که عیان است چه حاجت به بیان است، همانطور که قبلاً هم گفتیم در واقع در این چهارده ساله همین نقش را برای مجاهدین در خارج کشور ایفا میکرده است. از شخص خواهر زهرا با همه صلاحیتها و شایستگیها و تواناییها و اخلاق انقلابی که بگذریم خود این انتخابات خود آنچه که گذشت در این صحنهها نشاندهنده صلابت، انسجام، فراوانی، کثرت و در عینحال وحدت تمامعیار سازمان مجاهدین و به تبعش انقلاب ایران است. ما از شرایطی آمدهایم توطئههای دشمن در این سالها کم نبوده، رژیم میخواست ما را بهلحاظ فیزیکی منهدم کند، در اشرف و لیبرتی عزم جزم رژیم این بود که مجاهدین را بهلحاظ فیزیکی نابود کند به رژیم متأسفانه ختم نمیشد، جریانهای منطقهیی و بینالمللی دولت عراق، جریانهایی در سازمان ملل، دولت آمریکا هم آنها هم علاقمند بودند که ما را بهلحاظ تشکیلاتی منحل و بهلحاظ سیاسی لجنمال کنند، این طرحی بود که بهوضوح ما در طول این سالیان دیدیم و باهاش جنگیدیم، مجاهدین در اشرف و لیبرتی در برابرش پایداری کردند و سازمان مجاهدین و مقاومت ایران در خارج کشور اشرفنشانها در سراسر جهان تحت هدایت و رهبری خواهر مریم تحت مدیریت همین خواهر زهرا آن را پس زدند. البته به همینجا تمام نمیشد، رژیم بعد از اینکه در انهدام فیزیکی مجاهدین و در انهدام سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین شکست خورد، درصدد برآمد که از طرق دیگر اینرا محقق کند، فکر میکردند، تصور میکردند که مجاهدین با آمدن به فرنگ با آمدن به خارج کشور خودشان را از دست میدهند، خیلی از این حرفها میزدند خیلی از این حرفها مینوشتند. رژیم میگفت که حالا صبر کنید ۴ماه بگذرد، ۶ماه بگذرد، عید بشود، از این چیزها زیاد نوشتند، خوب امروز اتفاقاً امروز که داریم صحبت میکنیم سالگرد هجرت بزرگ است، خیلیها تصور میکنند هجرت بزرگ در این نقطه تمام شد، این نقطه در واقع چی است؟ به عبارتی آغاز هجرت بزرگ بود، از یک طرف مجاهدین باید یک آزمایش جدیدی را پشت سر میگذاشتند که بعد از یک سال باید گفت، با افتخار و سربلندی از این آزمایش با این انتخابات به اتم وجه به بهترین صورت پیروزمندانه و ظفرنمون بیرون آمدند امروز خیلی خوب میبینیم این انتخاب مسئول اول این وحدت و انسجام بعد از اینکه دو پارچهیی یک سازمان بزرگی که چهارده سال از هم جدا بوده به هم رسیده این خودش نشانه بزرگترین بهاصطلاح جنبه تهاجم تو این سازمان است، خیلیها روی این حساب کرده بودند البته رژیم، دشمن اصلی و دشمنان فرعی، اگر کلمه درست باشد، برای این دندان تیز کرده بودند که گویا مجاهدین اینور آب و مجاهدین آن طرف آب با هم فرق میکنند و در تلاقی این دو جریان چون تجارب تاریخی هم تو این زمینه زیاد وجود دارد البته این تصور بر یک مبانی مادی سوار بود، گویا این دو جور مجاهد وقتی بهم برسند ترکیب متفاوتی خواهد بود اما تلاقی این دو گروه از مجاهدین، تلاقی مجاهدین در دو طرف آب یک معجون بسیار مستحکمتر یک سازمان بسیار قویتر که در همین مراسم دیدیم را بهوجود آورده بسا مستحکمتر، بسا کاراتر بسا سازمانیافتهتر، برای خلق و انقلاب ایران این واقعهاین تلاقی و این انتخاب فرخنده، در شرایطی هست که موضوعات مختلفی بهلحاظ تاریخی در نقطه تلاقی عناصر بسیار مهمی قرار گرفتیم، این انتخابات در این شرایط انجام میشود، تلاقی عناصر بسیار مهم، هجرت بزرگ که ازش خیلی اشاره وار رد شدم، تحولات داخلی رژیم، شکستهای رژیم، ضربه بزرگی که رژیم در همین انتخابات ریاستجمهوری از مجاهدین و مقاومت ایران خورد و مجاهدین یکبار دیگر نشان دادند که عنصر تأثیرگذار در تحولات داخلی خود رژیم هم در معادلات داخلی رژیم هستند، یک تحول بسیار مهم تحول دیگر تحول بینالمللی، شکست بزرگی که سیاست مماشات بهش وارد شد، هر چند که نباید سوءتفاهم بشود که وقتی میگوییم سیاست مماشات شکست خورد این به این معنی نیست که از تحول در آمریکا چیزی به ما میرسد، خیر مانع بزرگی که در مقابل ما زد و بند رژیم آخوندی آخوندها با دولت اوباما ایجاد کرده بود این مانع کوتاهتر میشود، این مانع کوتاهتر شده و موانعی که در مقابل ما قرار داشت این موانع کمتر میشود ولی هر چه هست خودمان هستیم و خودمان و خودمان کما اینکه تحولات بعد از این کهکشان هم اگر نگاه کنید تحولاتی که ظاهرش نشان بینالمللی و خارجی دارد در عمقش در واقع خود این مقاومت هست، از نمیدانم داستان حقوقبشر، از دادخواهی، همه این تحولاتی که کم و بیش در جریانش هستید، کما اینکه تحولات اجتماعی و خیزش و خیزشهای مردمی و ابعادش کیفاً با قبل متفاوت است دشمن خودش میگوید که اعتراضات اجتماعی دو برابر یا چند برابر شده، اینها را همه را هر کدامش موضوع بحثهای جدایی است میخواهم بگویم این سالگرد ۵۲مین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین وا نتخاب مسئول اول جدید سازمان و این انسجام و یک دستی در و با این وقایعی که در بیرون خود ما جریان دارد که البته وقایعی هست و تحولاتی است که اساساً و نه همهاش، اساساً و کارکرد و نتایج عملکردهای خود این مقاومت هست، این سالگرد را و این انتخاب مسئول اول را با گذشته متفاوت میکند، پیام این تحولات برای ما این است که سرنگونی در دسترس است، برمیگردم به سخنرانی خواهر مریم در کهکشان، سرنگونی در دسترس است، مقاومتی میخواهد رزمندگانی میخواهد که این پتانسیل را این چیزی که در دسترس هست را محقق کنند، در تاریخ ما نقاط زیادی بوده که این پتانسیل وجود داشته ولی متأسفانه نیروی انقلابی جنبش انقلابی که بتواند این پتانسیل را به فعل تبدیل کند وجود نداشته امروز ما مفتخریم که شورای ملی مقاومت و مقاومتی که این سازمان در کانونش قرار دارد استعدادها و تواناییها و انسجام و یکپارچگی ضروری برای محققکردن این مأموریت بزرگ تاریخی که بر عهدةمان گذاشتند دارند، مجاهدین با این مسئول اولشان، مقاومت ایران با این سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت با انسجام و وحدت امروزیاش مانند گرز محکمی آماده است که بر فرق این رژیم فرود بیاید و این رژیم و تاریخش را و دودمانش را و بساطش را برای همیشه طومارش را بپیچد و به زبالهدانی تاریخ بسپارد امیدوارم که پنجاه و سومین سال مجاهدین، پنجاه و سومین سال مجاهدین و سال جدیدی که سی و هفتمین سال شورای ملی مقاومت که تقریباً با هم همزمان است، سال پیروزیهای بزرگ برای ملت ایران خلق ایران و سال انهدام و درهم شکستن پیدرپی آخوندهای جنایتکار باشد، موفق باشید
نیلوفر عظیمی
با عرض ادب خدمت عزیز رضائی، عزیز همه مجاهدین، عزیز مردم ایران که امیدوارم خداوند سایهاش را همیشه بر سر ما نگهدارد. باتشکر و قدردانی از دوستان عزیز فرانسوی مان، ازپره فه ایوبونه از رزمنده قدیمی آزادی و مقاومت آقای برسی و همه دوستان فرانسوی و همسایگانی که به ما افتخار دادند در این جلسه هستند، همسایگانی که زنان و مردان فرانسوی که نه حامیان فرانسوی مقاومت، بلکه جزیی از خانواده مجاهدین و مقاومت ایران هستند، کسانی که کسانی که قبل از ۱۷ژوئن و بعد از ۱۷ژوئن در اشرف و لیبرتی و در آلبانی و در کارزار علیه لیست تروریستی همه جا و همیشه همراه ما بودند. و به واقع افتخار شهروندان افتخاری ایران و دوستان همیشگی مقاومت ایران هستند که نامشان همیشه در تاریخ ایران خواهد ماند. همچنین از دوستان عرب برادران و خواهران عربمان که در اینجا هستند که در این سالها همیشه ما را همراهی کردند و البته سازمان مجاهدین فقط به ما بهعنوان مجاهد اعضاء مجاهدین که من افتخار دارم عضو کوچکی ازش باشم تعلق ندارد بلکه به همه مردم منطقه و همه خواهران و برادرانمان در کشورهای منطقه که از درد مشترکی رنج میبریم و از بنیادگرایی و ارتجاع دینی رنج میبریم که منشأش و قلبش در تهران است به همه آنها هم این سازمان مجاهدین تعلق دارد همچنین بدهید از همرزمان و سروران و دوستان شوراییمان در اینجا که به ما پیوستند و در این جشن، در این شادی در این سالروز با ما هستند قدردانی کنیم، کسانی که در همه دردها و رنجها در طول این سالیان بسیاریشان از زمان شاه و همه در زمان خمینی در زمان ارتجاع مذهبی با هم بودیم.
پنجاه و دومین سالگرد سازمان مجاهدین را در شرایطی جشن میگیریم که از هر نظر شرایط متفاوت است، سازمانی در اوج شکوفایی و آماده و مجهز از هر نظر برای به عهده گرفتن مأموریت نهایی یعنی سرنگونی این رژیم به همراه مردم ایران و همراه همه اعضاء و اجزای این مقاومت. به همین خاطر این پنجاه و دومین سالگرد را که همزمان شده با انتخاب مسئول اول جدید قبل از هر کس باید به حنیف کبیر بنیانگذار این سازمان که این نهال را در دوران سیاه تاریکیها، ۵۲سال پیش کاشت و خودش امروز حتماً شاهد و ناظر هست باید به حنیف کبیر تبریک گفت که همانطوری که خواهر مریم گفتند امروز میراثش اینقدر با شکوه و با عظمت شده است و همینطور اجازه بدهید به مسعود تبریک بگوییم که این امانت بزرگ خلق و ملت ایران را به شایستهترین وجه از همه پیچ و خمها عبور داد تا به اینجا رسید. از پیچ و خمهایی که هر کدامش کافی بود یک جنبشی را برای همیشه نابود کند، از ضربه شهریور سال ۵۰و شهادت بنیانگذاران تا ضربه خیانتبار اپورتونیستی و تا مواجهه با ایلغار سیاسی تشکیلاتی ایدئولوژیکی که خمینی بر ملت ما وارد آورد و مقابله با این بنیادگرای درندهخویی که خمینی با خودش به میهن ما آورد. و بعدها و بعدها در وقایعی دیگر در مقابله با جنگ ضد ملی ضدمیهنی در مقابله با بحران کویت در مقابله با قضایای بعد از آن در جنگ سال ۲۰۰۳ و همه چیزها و وقایع بعد از آن، همه چیزهایی که دیگر خوشبختانه همه ما که در این اتاق هستیم فکر میکنم این قسمتهای اخیرش را دیگر بودیم و شاهد بودیم و از نزدیک دیدیم، کسی که این مقاومت را این سازمان را این جنبش را از درغلتیدن به انحراف از درغلتیدن به اپورتونیسم از نابودی محتومی که هر کدام از این وقایع میتوانست در مقابل ما نابودیهای نابودی محتومی که هر کدام از این وقایع میتوانست مسببش باشد عبور داد و هزار تبریک و درود به خواهر مریم که با انقلاب خودش با تلاش شبانه روزیش با تربیت مسئولان و کادرها و زنان و مردانی که این جنبش را در این سختترین شرایط به پیش ببرند انسجام و استحکام و یکدستی و یکپارچگی این سازمان را آن را حفظ کرد آن هم در دورانی که دوران افولهاست، دوران تجزیههاست، دوران انشعابهاست، دوران افول جنبشهای سیاسی است، در چنین شرایطی سازمان مجاهدین را و این جنبش مقاومتی که مجاهدین در محور و در کانونش قرار دارد از این تیرهراهها و کورهراهها عبور داد و امروز این سرمایه انقلاب و مردم ایران علیه فاشیسم دینی حاکم را به اینجا رسانده است. آنچه که استحکامی که انسجامی که یک دستی یی که همین چند روز پیش یکبار دیگر در انتخاب مسئول اول جدید سازمان مجاهدین شاهدش بودیم. این صحنهها یادآور برای ما مسلمانها یادآور آیات البته شاید این آیات ربطی فقط به مسلمانها نداشته باشد حداقل به اعتقاد من، آیات آخر سوره فتح است که خدا به پیغمبرش میگوید که مؤمنین و مجاهدین و انقلابیونی که در حال بهاصطلاح رکوع و سجود در حال خشوع در مقابل انقلاب، خلق، خالق هستند، به حدی هست به حدی پیشروی کرده این مقاومت و جنبش جملات قرآن هست من دارم نقل به متن ترجمه به مفهوم میکنم که حتی کسانی که آن را کاشتند یعجب الزراع آنهایی که آن راکاشتند آنها را هم به شگفتی و تعجب وامیدارد این شجره طیبهیی که اصلها ثابت و فرعها فی السماء درخت پاکیزهیی که اصلش در زمین است و شاخ و برگش در آسمانهاست. این داستان انقلاب مجاهدین، انقلاب مردم ایران هست و البته باز همانجور که قرآن میگوید این فقط کافران را کسانی که در مقابل راه تکامل قرار دارند کسانی که در مقابل خلق و انقلاب قرار دارند آنها را به غیظ و خشم وا میدارد. به همین انتخابات مسئول اول نگاه کنید این انتخابات در شرایطی برگزار شده این مسئول اول در شرایطی انتخاب شده فراتر از صلاحیتها و شایستگیهای خواهر زهرا که در موردش گفتنیها زیاد است و آن را که عیان است چه حاجت به بیان است، همانطور که قبلاً هم گفتیم در واقع در این چهارده ساله همین نقش را برای مجاهدین در خارج کشور ایفا میکرده است. از شخص خواهر زهرا با همه صلاحیتها و شایستگیها و تواناییها و اخلاق انقلابی که بگذریم خود این انتخابات خود آنچه که گذشت در این صحنهها نشاندهنده صلابت، انسجام، فراوانی، کثرت و در عینحال وحدت تمامعیار سازمان مجاهدین و به تبعش انقلاب ایران است. ما از شرایطی آمدهایم توطئههای دشمن در این سالها کم نبوده، رژیم میخواست ما را بهلحاظ فیزیکی منهدم کند، در اشرف و لیبرتی عزم جزم رژیم این بود که مجاهدین را بهلحاظ فیزیکی نابود کند به رژیم متأسفانه ختم نمیشد، جریانهای منطقهیی و بینالمللی دولت عراق، جریانهایی در سازمان ملل، دولت آمریکا هم آنها هم علاقمند بودند که ما را بهلحاظ تشکیلاتی منحل و بهلحاظ سیاسی لجنمال کنند، این طرحی بود که بهوضوح ما در طول این سالیان دیدیم و باهاش جنگیدیم، مجاهدین در اشرف و لیبرتی در برابرش پایداری کردند و سازمان مجاهدین و مقاومت ایران در خارج کشور اشرفنشانها در سراسر جهان تحت هدایت و رهبری خواهر مریم تحت مدیریت همین خواهر زهرا آن را پس زدند. البته به همینجا تمام نمیشد، رژیم بعد از اینکه در انهدام فیزیکی مجاهدین و در انهدام سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین شکست خورد، درصدد برآمد که از طرق دیگر اینرا محقق کند، فکر میکردند، تصور میکردند که مجاهدین با آمدن به فرنگ با آمدن به خارج کشور خودشان را از دست میدهند، خیلی از این حرفها میزدند خیلی از این حرفها مینوشتند. رژیم میگفت که حالا صبر کنید ۴ماه بگذرد، ۶ماه بگذرد، عید بشود، از این چیزها زیاد نوشتند، خوب امروز اتفاقاً امروز که داریم صحبت میکنیم سالگرد هجرت بزرگ است، خیلیها تصور میکنند هجرت بزرگ در این نقطه تمام شد، این نقطه در واقع چی است؟ به عبارتی آغاز هجرت بزرگ بود، از یک طرف مجاهدین باید یک آزمایش جدیدی را پشت سر میگذاشتند که بعد از یک سال باید گفت، با افتخار و سربلندی از این آزمایش با این انتخابات به اتم وجه به بهترین صورت پیروزمندانه و ظفرنمون بیرون آمدند امروز خیلی خوب میبینیم این انتخاب مسئول اول این وحدت و انسجام بعد از اینکه دو پارچهیی یک سازمان بزرگی که چهارده سال از هم جدا بوده به هم رسیده این خودش نشانه بزرگترین بهاصطلاح جنبه تهاجم تو این سازمان است، خیلیها روی این حساب کرده بودند البته رژیم، دشمن اصلی و دشمنان فرعی، اگر کلمه درست باشد، برای این دندان تیز کرده بودند که گویا مجاهدین اینور آب و مجاهدین آن طرف آب با هم فرق میکنند و در تلاقی این دو جریان چون تجارب تاریخی هم تو این زمینه زیاد وجود دارد البته این تصور بر یک مبانی مادی سوار بود، گویا این دو جور مجاهد وقتی بهم برسند ترکیب متفاوتی خواهد بود اما تلاقی این دو گروه از مجاهدین، تلاقی مجاهدین در دو طرف آب یک معجون بسیار مستحکمتر یک سازمان بسیار قویتر که در همین مراسم دیدیم را بهوجود آورده بسا مستحکمتر، بسا کاراتر بسا سازمانیافتهتر، برای خلق و انقلاب ایران این واقعهاین تلاقی و این انتخاب فرخنده، در شرایطی هست که موضوعات مختلفی بهلحاظ تاریخی در نقطه تلاقی عناصر بسیار مهمی قرار گرفتیم، این انتخابات در این شرایط انجام میشود، تلاقی عناصر بسیار مهم، هجرت بزرگ که ازش خیلی اشاره وار رد شدم، تحولات داخلی رژیم، شکستهای رژیم، ضربه بزرگی که رژیم در همین انتخابات ریاستجمهوری از مجاهدین و مقاومت ایران خورد و مجاهدین یکبار دیگر نشان دادند که عنصر تأثیرگذار در تحولات داخلی خود رژیم هم در معادلات داخلی رژیم هستند، یک تحول بسیار مهم تحول دیگر تحول بینالمللی، شکست بزرگی که سیاست مماشات بهش وارد شد، هر چند که نباید سوءتفاهم بشود که وقتی میگوییم سیاست مماشات شکست خورد این به این معنی نیست که از تحول در آمریکا چیزی به ما میرسد، خیر مانع بزرگی که در مقابل ما زد و بند رژیم آخوندی آخوندها با دولت اوباما ایجاد کرده بود این مانع کوتاهتر میشود، این مانع کوتاهتر شده و موانعی که در مقابل ما قرار داشت این موانع کمتر میشود ولی هر چه هست خودمان هستیم و خودمان و خودمان کما اینکه تحولات بعد از این کهکشان هم اگر نگاه کنید تحولاتی که ظاهرش نشان بینالمللی و خارجی دارد در عمقش در واقع خود این مقاومت هست، از نمیدانم داستان حقوقبشر، از دادخواهی، همه این تحولاتی که کم و بیش در جریانش هستید، کما اینکه تحولات اجتماعی و خیزش و خیزشهای مردمی و ابعادش کیفاً با قبل متفاوت است دشمن خودش میگوید که اعتراضات اجتماعی دو برابر یا چند برابر شده، اینها را همه را هر کدامش موضوع بحثهای جدایی است میخواهم بگویم این سالگرد ۵۲مین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین وا نتخاب مسئول اول جدید سازمان و این انسجام و یک دستی در و با این وقایعی که در بیرون خود ما جریان دارد که البته وقایعی هست و تحولاتی است که اساساً و نه همهاش، اساساً و کارکرد و نتایج عملکردهای خود این مقاومت هست، این سالگرد را و این انتخاب مسئول اول را با گذشته متفاوت میکند، پیام این تحولات برای ما این است که سرنگونی در دسترس است، برمیگردم به سخنرانی خواهر مریم در کهکشان، سرنگونی در دسترس است، مقاومتی میخواهد رزمندگانی میخواهد که این پتانسیل را این چیزی که در دسترس هست را محقق کنند، در تاریخ ما نقاط زیادی بوده که این پتانسیل وجود داشته ولی متأسفانه نیروی انقلابی جنبش انقلابی که بتواند این پتانسیل را به فعل تبدیل کند وجود نداشته امروز ما مفتخریم که شورای ملی مقاومت و مقاومتی که این سازمان در کانونش قرار دارد استعدادها و تواناییها و انسجام و یکپارچگی ضروری برای محققکردن این مأموریت بزرگ تاریخی که بر عهدةمان گذاشتند دارند، مجاهدین با این مسئول اولشان، مقاومت ایران با این سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت با انسجام و وحدت امروزیاش مانند گرز محکمی آماده است که بر فرق این رژیم فرود بیاید و این رژیم و تاریخش را و دودمانش را و بساطش را برای همیشه طومارش را بپیچد و به زبالهدانی تاریخ بسپارد امیدوارم که پنجاه و سومین سال مجاهدین، پنجاه و سومین سال مجاهدین و سال جدیدی که سی و هفتمین سال شورای ملی مقاومت که تقریباً با هم همزمان است، سال پیروزیهای بزرگ برای ملت ایران خلق ایران و سال انهدام و درهم شکستن پیدرپی آخوندهای جنایتکار باشد، موفق باشید
نیلوفر عظیمی

گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
خانمها
و آقایان، خواهران و برادران گرامی بهعنوان عضو کوچکی از سازمان مجاهدین
سرفرازم که در این جشن تواین جمع هستم در کنارشان میتوانم بجنگم و برای
نبردهای بعدی آماده بشوم و هر لحظه یاد بگیرم، ما نسل خیلی خوشبختی هستیم
که بهرغم همه اختناقی که رژیم خمینی حاصل کرده بود با اینکه خیلیهامان
مجاهدین را ندیده بودیم اما همیشه دریچهای از امید و روشنی به سوی ما باز
بود، سازمانی که میگفت همه چیز این سیاهی نیست و فردا روشن است، همین امید
انگیزه تک به تک ما شد برای اینکه به سمت سازمان قدم برداریم ومجاهدت را
انتخاب کنیم برای آزادی مردم ایران، مردمی که طی این چهار دهه فقط زجر و
اشک موزیک متن زندگیشان بوده، انتخاب کردیم به سازمان بیائیم چون درد همه
زنها و دخترهای وطنم روی دوشمان بود، درد ستم مضاعف درد همه کودکان خیابانی
که در شروع شادی گلهای زندگیشان پرپر میشود، درد پدرهایی که شرمنده از
سفره خالی دیگر به خانه بر نمیگردند، اما دردها در روشنایی که سازمان در
تلألؤ ارزشهایش ساطع میکرد همیشه به آرامش و طمأنیه و درمان میرسید و ما
برای همین درمانها انتخاب کردیم که به سازمان مجاهدین بیائیم و این شانس و
افتخار نصیبمان شد که برای آرمان آزادی مجاهدت کنیم. رژیم خمینی هیچوقت
نمیخواست نسل ما باور کند چیزی غیر از این تباهی و سیاهی هست خصوصاً زنها و
دخترهای این سرزمین اما به قول برادر مسعود مگر میشود خورشید را کشت مگر
میشود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روئیدن لالهها شد و مگر میشود
ملتی را تا به ابد اسیر نگهداشت نه هرگز پس امروز چه تولد مبارکی است، ما
در سازمان معنی کلمات را به اتم وجه لمس کردیم برابری انسانیت، این موضوعی
نیست که شعار تبلیغاتی نیست که صوری و مقطعی باشد بلکه حرکت این سازمان روی
برابری است، همه شما حرفهای خواهر مجاهدم فاطمه رضایی را شنیدید او از
پیشکسوتهای این سازمان است اگر نسل ما داستان این ۵۰سال نبرد را در کتابها
خوانده او با گوشت و پوست لمسشان کرده و ازشان عبور کرده ولی ما الآن در
کنار هم داریم میجنگیم و مجاهدت میکنیم، فرقی نمیکند که کی آمده باشی یا
از کدام قشر جامعه باشی، فرقی ندارد حتی زن و مرد دوشادوش هم دارند نسلها
در کنار همدیگر میجنگند و چه زیباست که تنها رقابت سبقت گرفتن از دیگری
برای پرداخت کردن بیچشمداشت بیشتر است. اگر این رژیم نماینده فساد و تباهی
و سیاهی و دروغ و دزدی است ما مجاهدین به یمن رهبری پاکبازمان یاد گرفتیم
که در اوج قله یگانگی حرکت کنیم و ارزشهایی را که آن رژیم میخواست بکشد و
نابود کند و به افسانه تبدیل کند هر لحظه در خودمان زنده نگهداریم، فدا
صداقت، گذشت، راستی، اعتماد و برابری تا بتوانیم سرنگونیش را محقق کنیم و
آزادی را به ایران ببریم. اگر در این مسیر باید از هفت خوان بلا و ابتلاء
گذشت چه باک، چون ما برخاستهایم که همه زندگی و هستیمان را فدای آزادی
ملت ایران کنیم، کما اینکه قبل از ما بنیانگذاران شهید، ۱۲۰هزار مجاهد خلق
و در بین آنها سی هزار گل سرخ قتلعام ۶۷که فقط برای اعتلاء کلمه مجاهد
خلق به چوبهدار بوسه زدند، صبا، آسیه، نسترن عزیزم، مهدیه، فائزه فقط برای
کلمه مجاهد خلق بود که ایستادند و تا آخرش پایداری کردند و ما فراموش
نمیکنیم که آنها برای چی رفتند و ایمان دارم که راهشان ادامه دارد در
سالروز تأسیس سازمانی با این همه عظمت با انتخاب خصوصاً با انتخاب خواهر
مجاهد زهرا مریخی بهعنوان مسئول اول این سازمان بهعنوان یک مجاهد خلق
تعهد میدهم که با جمع مجاهدین تکیه گاههای محکم باشیم تا بتوانیم گامهای
بلند را برای سرنگونی این رژیم برداریم. این میلاد را به برادر مسعود و
خواهر مریم و به جمع شما تبریک میگویم و برای تحقق سرنگونی فریاد میزنم
حاضر حاضر حاضر. باتشکر
مهدی سامع
مهدی سامع

گرامیداشت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس
خدمت
خانمها، آقایان، خواهران، برادران، دوستان و رفقای عزیز سلام میکنم پنجاه
و دومین سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران را به همه مجاهدان از بالا تا
پایین در سراسر جهان و در زندانهای خامنهای جبار به همهشان تبریک
میگویم. برایتان موفقیت و پیروزی آرزو میکنم، صحبت زیادی نخواهم کرد، همه
صحبتهایم همینقدر است بیشتر از این نیست در پاییز یا آخر تابستان سال
۱۳۵۰، در زندان اوین در یک اتاق دربستهای یک شب یا یک غروبی یک زندانی
آوردند که بیشتر یک لاشه گوشت بود، درهم پیچیده زخمی نمیتوانست راه برود
اصلاً بهزور او را انداختند تو اتاق و پس از اینکه کمیتوانست نفسش حال
بیاید گفت من احمد حنیفنژادم، این اولین آشنایی من بود بهطور رسمی با
سازمان مجاهدین در زندان اوین، سالی که رژیم گذشته در اوج قدرت مراسم دو
هزار و نمیدانم چندمین سال فلان شاهنشاهی را میخواست جشن بگیرد، از آن
زمان روابط ما شروع شد، در سالهایی که مجاهدین درگیر مسائل سخت داخلی بودن و
ضربه داخلی خورده بودند، در زندان قصر من از جانب فدائیها و زنده یاد علی
زرکش از جانب مجاهدین با هم ارتباط داشتیم مسائل بین دو سازمان را رد و بدل
میکردیم، در دو سال آخر قبل از انقلاب که در زندان اوین بودیم و خیلی از
دوستان و رفقا یادشان میآید همه ارتباطات قطع بود آنجا من بیشتر با مسعود
رجوی آشنا شدم. حتماً آقای دکتر زاهدی که اینجا هستند به یاد دارند که در
آن سالها در زندان ما همیشه برنامههای مشترک میگرفتیم برای شهدایمان
برنامه مشترک میگرفتیم ضمن مسائل خاصی که اجرا میکردیم یک مسائل عمومی را
هم با هم انجام میدادیم، تا اینکه آن حکومت گذشته سرنگون شد و ما آزاد
شدیم و دوران بعد از انقلاب و مسائلی که پیش آمد، سال ۱۳۶۰، در جریان جنبش
چپ و سازمان فدایی من از کسانی بودم که از پیوستن به شورای ملی مقاومت دفاع
میکردم تا همین امروز، خوب خوب یک دورههایی گذشت بر ما جنگ هشت ساله و
بعد آتشبس و بعد اشغال عراق و در سال ۲۰۰۳ یک توطئه جهانی امپریالیستی
ارتجاعی برای اینکه سازمان مجاهدین خلق را نابود کنند خیلیها میگفتند که
این پرونده بسته شد و من همان موقع در همان روز ۱۸ژوئن یا یک روز یا دو روز
بعد از این حمله که کردند در یک مصاحبه با یک رادیویی گفتم پرونده سازمان
مجاهدین خلق در پاریس و یا بغداد باز نشد، این پرونده در ایران باز شده و
اگر قرار است بسته بشود باید در ایران بسته شود به هر حال آن روزگار هم
گذشت آن گردنهها هم طی شد هر چند سخت چونکه گفتم بیشتر از این کاغذ حرف
نمیزنم به سرعت میگذرم تا برسیم به دوره انتقال در همین سال گذشته،
بالاخره با همه سختیها و البته با یک مدیریت بسیار سنجیده همه مجاهدین
تشکیلاتی، سازمانیافته به یک نقطه دیگر منتقل شدند، خوب این خیلی خوشحال
کننده بود درسته، همه جنبه خوشحالیش را میدیدیم و میگفتیم خوب دیگر خوب شد
تمام شد بالاخره ولی کمتر تهدیدش دیده میشد، البته فکر کنم که مجاهدین
خودشان تهدیدش را میدیدند اما از بیرون تهدیدش را میدیدند، ولی از بیرون
کمتر دیده میشد که این فقط فرصت نیست، یک تهدید است یک واقعیت است یک
تهدید است با برخی از دوستان مجاهد من در این مورد صحبت کردم، حالا باز
اکنون در این روز همه ما باز خوشحالیم که این تهدید هم، این گردنه تهدید هم
چه حالا اینکه چرا تهدید است به برخیش بهنام اشاره کرد، این حرف که انسان
جابهجا میشود از محیطی که آداپته شده میآید به محیط دیگر، محیط دیگری
که محاصرهاش میکند، بسیاری از عوامل شناخته شده و شناخته ناشده درش تأثیر
میگذارد، این تهدید به این معنی خوشبختانه گذر شده ازش، سازمان مجاهدین
گذر کرده مسئول اول انتخاب کرده و این باعث خوشحالی برای ما، برای هر
آزادیخواهی که به آزادی فکر میکند هر عقیدهای که داشته باشد و البته برای
مردم تحت ستم ما هست که گرامی بدارند این پیروزیها را متشکرم.
https://www.mojahedin.org/news/205108
تجمع اعتراضی کارگران شهرداری اهواز
تجمع کارکنان بازیافت اهواز مقابل مدیریت پسماند
کارگران
سازمان پسماند و اجرائیات شهرداری اهواز روز پنجشنبه 23شهریور 96 بار دیگر
در اعتراض به پرداخت نشدن یک ماه حقوق خود مقابل ساختمان مدیریت پسماند
تجمع کردند.
کارگران به جان آمده شهرداری اهواز اعتراض خود را از روز دوشنبه برای دریافت حقوق و مطالباتشان شروع کردند.
بیشتر بخوانید:
کارگران به جان آمده شهرداری اهواز اعتراض خود را از روز دوشنبه برای دریافت حقوق و مطالباتشان شروع کردند.
بیشتر بخوانید:
تجمع اعتراضی کارگران شهرداری اهواز برای دومین روز متوالی
کارگران
سازمان پسماند و اجرائیات شهرداری اهواز روز سهشنبه ۲۱شهریورماه ۱۳۹۶ در
اعتراض به پرداخت نشدن یک ماه حقوق خود مقابل ساختمان مدیریت پسماند تجمع
کردند.
کارگران به جان آمده روز دوشنبه نیز مقابل ساختمان شورای قلابی شهر اهواز تجمع کرده بودند.
کارگران به جان آمده روز دوشنبه نیز مقابل ساختمان شورای قلابی شهر اهواز تجمع کرده بودند.
تجمع اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله در اهواز
روز
یک شنبه ۱۹شهریور ۹۶ کارگران شهرداری کوت عبدالله در اهواز در مقابل درب
شورای بهاصطلاح شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند. آنها در اعتراض به پرداخت
نشدن 3 تا 9ماه حقوق تجمع کردند.
https://www.mojahedin.org/news/205116
Mittwoch, 6. September 2017
محمد حنیفنژاد که بود؟ بهمناسبت پنجاه و دومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران
Abonnieren
Posts (Atom)

